سلام همکلاسی من حدود شیش ماه پیش با دوست دخترش کات کرد و به طور اتفاقی اون دختر آیدی منو پیدا کرد و از من خواست که کمک کنم رابطش رو درست کنه منم بهش گفتم در حد همکلاسی هستیم من نمیتونم کمکت کنم دختره خیلی حالش بد بود و گریه میکرد منم دلم براش سوخت و باهاش چت میکردم و دلداریش میدادم که ناراحت نباشه اما متاسفانه بعد از چند وقت حرفاش تغییر کرد حس کردم یچیزی عوض شده به دختر خالم گفتم که به دختره بگه من عاشقشم دختره به محض اینکه اینو فهمید همه چیز رو به دختر خالم گفت از اینکه عاشقم شده من وقتی شنیدم این حرفارو از دختر خالم فهمیدم که دیگه نباید به اون دختر پیام بدم ولی احمق شدم و ادامه دادم این داستان عاشقی یکطرفه رو، اولین باری بود که داشتم تجربه میکردم اینجور دوستی رو پس رفتم جلو این راه اشتباه رو. بعد از چند وقت ازش متنفر شدم چون در خیلی از مسائل اخلاف داشتیم ولی من سعی میکردم اعتراضی نکنم چون نمیخواستم دلش رو بشکنم ولی دیگه خیلی برام سخت بود رابطه داشتن با همچین دختری برای همین رابطه رو تموم کردم حالا دختره ازم دلیل میخواد و من میدونم با گفتن اینکه اصلا از همون اول دوسش نداشتم نابود میشه الان هم از طریق دوستام هی برام پیام میرفسته که باهاش صحبت کنم و دلیل بگم همشم داره گریه میکنه و غذا نمیخوره
موندم چیکار کنم خیلی سخته خیلی
من به خاطر دل اون دختر اون چندوقت رو باهاش بودم و الان فهمیدم کارم اشتباه بوده الان هم شاهد نابود شدن اون دخترم لطفا راه حل بهم بدین نمیدونم این عذاب وجدانی که دارم این بی خوابی هام حقمه یا نه