سلام
پسری هستم ۲۸ ساله ک ۴ساله با دختری هم سن خودم اواخر دانشگاه دوست شدم
یکی دو سال اول دوستیمون خییللییی با هم خوب بودیم
تا این که کم کم سره چیزایی بینمون اختلاف پیش میومد
اوایل اختلافات جزیی بود کم کم پیشرفت کرد و جفتمون در عین حال ک خیلی همو دوست داشتیم خیلی ب هم حساس شده بودیم و گاهی وقت گیرهای الکی میدادیم
مثلا ب لباس پوشیدانا به رابطه با دوستا و اینجور مسائل
دختری ک باش دوستم از لحاظ مشکلات خونوادگی هم رنج میبره چه از نظر روحی مالی و …
پدر مادرش از چند سال پیش با هم مشکل دارن و همیشه تو خونه بحثه و حتی چند بار صحبت از جدایی شد و …
خلاصه بعده ۲-۳ سال چون یه دوره خیلی الکی بهم گیر میدادیم و اونم مشکلاتش زیاد بود واسش ی خواستگار میاد و ازدواج میکنه
من قبله این ماجرا با مادرم و خواهرم رفتم خونشون ک خانواده ها در جریان باشن ک قصدمون ازدواجه واقعا
خلاصه بعده ازدواجش من خیلی داغون شدم ولی تو این دوره چون دوسش داشتم و جز خوشبختش چیزی نمیخواستم حتی یه زنگ هم نزدم بش ک واسش مشکلی پیش نیاد
از اونجایی ک ما خیلی با هم خاطره داشتیم و خیلی جاها با هم رفته بودیم تو اون ۳ سال، نتونست دوم بیاره و ۲ ماهه اول جدا شد
بعد ۳-۴ ماه بم پیام داد ک اگه حالت بده بدون منم حالم بده و جدا شدم چون هر جا میرفتم فکرم با تو بود و تو جلو چشم بودی و نمیتونستم ب کسی فکر کنم و الان حس میکنم اگه بفهمی من حالم بده شاید خوب شی و منم عذاب وجدانم کم شه و خوب شم
خلاصه بعد چند وقت الان ۷-۸ ماهه ک با همیم دوباره و بعده ۷-۸ ماه الان باز شک داره ب ادامه رابطه
میدونه ک من واقعا از صمیم قلب دوسش دارم و هر کاری ک بتونم میکنم واسش و کردم تا حالا
خودش میگه من خیلی دوستت دارم ولی حس میکنم نمیتونم ب عنوان همسر بات کنار بیام اخلاقمون نمیخوره ب هم
میگه وقتی میبینم تو انقد بم اهمیت میدی ولی من این حسو ندارم بت عذاب میکشم
راستش دختر خیلی خوب و قانع و مودب و فهمیده ایه
منم پسری هستم که خیلی بش توجه میکنم و اهل خیانت و عیش نوش و … نیستم، سرم تو کار خودمه
دختر خیلی حساسیه، میگه حس میکنم اخلاقمون با هم جور نیست و نمیخوره ب هم، یجورایی دچار دوگانگی شد بنظرم
میگه چون یه بار تصمیم اشتباه گرفتم واس ازدواج دیگه حق اشتباه ندارم
از طرفی هم میدونه که من مرد زندگیم واقعا و تا اخر پاش وایسادم
الانم میگه 5-6 ماه با هم نباشیم تا من با خودم کنار بیام ببینم چمه
یجور رفتار میکنه انگار قصدش رفتن واس همیشست
حقیقتش من خیلییییی دوسش دارم و الان گیج شدم و نمیدونم چیکار کنم