رابطه
سلام ،من یه دختر ۱۷ ساله هستم که حدود ۳ سال با یه اقای ۱۹ ساله در رابطه هستم رابطمون توی دو سال اول میشه گفت اصلا رابطه محسوب نمیشد و زیاد باهم در ارتباط نیستیم اما حدود ۱ سال هستش که به طور داعم باهم در حال صحبت کردن هستیم و ۴ باری همدیگه رو دیدم ، من راستش یه مشکلی دارم اونم اسنکه به طرز خیلی بدی از صحبت در مورد رابطه جنسی میترسم اونم یه خاطر اینه که از اول نوجوونی مادرم بهم گوشزد کردن که پسرا فقط دخترا رو به خاطر رابطه جنسی میخوان و سواستفاده میکنن و با کلمات محبت آمیز دخترا رو گول میزنن و تهشم ولشون میکنن ، این حرفا و گفته ها و اتفاقاتی که برای دخترای اطراف من افتاده باعث شده که من داعم استرس اینو داشته باشم که دیشون هم همین قصد رو با من دارن چندین بار بهشون گوشزد کردم که از من توقع رابطه جنسی توی دوران قبل ازدواج رو به هیچ وجه نداشته باشه ،و من خیلی سخت گیری میکردم که حتی اجازه نمیدادم صحبتی راجب این مساعل بکنه و فقط ۵ ماهه که ایشون منو بدوت روسری دیدن (دلیلشم این بود که میترسیدم آروم آروم پیش برن و از من عکس بخوان) رابطمون هیلی بد شده بود و داعم دعوا میکردیم و ایشون از من درخاست میکرد که راحت باشم و راجب این مسعله باهم صحبت کنسم و من مخالفت میکردم و بعدا با یک بزرگ تر صحبت کردم و بهم گفتن در حد چت موردی نداره که نیاز ایشون رو برطرف کنم اما خب ایشون یه بار درخاست عکس کرد و من به شدت مخافلت کردم و گفتم به هیچ وجه حرفش رو نزنه و …. اما خب از لحاظ روحی خودم حالم خوب نیست و دیگ لذتی از رابطم نمیبرم و دلم نمیخواد حتی حرف ساده باهم بزنیم چون همش نگران این هستم که صحبت از سکس و… بکنه و من اعصابم بهم بریزه ، حس خوبی ندارم و داعم حالم بده و این حال بد رو به ایشونم منتقل میکنم ، من ایشون رو دوس دارم ،ایشون هم منو دوس داره و داعم در مورد آینده و قصدش با من صحبت میکنه و حتی به خاطر فاصله زمانی طولانی که قراره از هم دور باشم(به خاطر شرایط شغلی ایشون) یه حلقه به عنوان نشون (بین خودمون) به من دادن ،اما من الان اصلا حالم خوب نیست و نمیدونم باید چیکار کنم و حس بدی با ایشون دارم و حس میکنم ایشون داره با نگاه جنسی به من نگاه میکنه ، ساده ترین حرف ایشون رو هم برای خودم بزرگ میکنم و شروع به بحث با ایشون میکنم ، واقعا نمیدونم چیکار درسته میشه راهنماییم کنید














سلام به شما دوست عزیز
ببین عزیمز احساساتی که داری قابل احترام هست اما دقت کن که شما حدودا از ۱۴ سالگی یعنی شروع نوجوانی با تجربه گرایش به جنس مخالف وارد ارتباط با این فرد شده ای به این امید که در آینده ازدواج خواهید کرد .
دقت کن که دیدگاها و نظر مادر شما درست می باشد چون حدود روابط دوستی مشخص می باشد و اگر بخواهید این مشکلات احتمالی را نادیده بگیری خودت را در معرض آسیب بیشتر قرار می دهی و این باعث می شود که شما بدون در نظر گرفتن این آسیب ها که اگر در همین سایت نیز مطالعه کنید برای همسالان شما رخ داده شده است این مسیر و رابطه را طی کنی .
اینکه این اقا از شما درخواست کنند که به هر طریقی چه چت ، تصویری و چه حضوری نیازهای جنسی ایشان را پاسخ بدهید مورد تایید نیست حدود روابط دوستی مشخص می باشد و قرار نیست که شما در رابطه دوستی نقش یک زن متاهل و یا نامزد را داشته باشید .
در این مسیر بهتر است در کنار احترام به احساسات و نیازهای خودت و فرد مقابل به شرایط سنی و رشدی خودت هم توجه کنی در این سن سالها دیگری طول خواهد کشید که این فرد به شرایط ازدواج برسد و ماندن این همه سال در یک رابطه می تواند با فشارهای روحی ، خانوادگی و کاهش تمرکز شما بر مسیرهای دیگر زندگیتان همراه شود در کنار اینکه هیچ تضمینی وجود ندارد که در آینده دیدگاها ، معیارها و توقعات شماها از زندگی مانند زمان فعلی باشد با تشکیل هویت و حضور در اجتماع و… این دیدگاها تغییرات زیادی خواهد کرد پس نمیتوان با یک حلقه بدون هیچ تعهد رسمی و خانوادگی به امید آینده پیش رفت .
الان من متوجه نمیشم با این حال بدم چه باید بکنم،
شرایط رابطه ما پیچیدگی خاصی دارد و ما حدود ۴ سال قراره کمترین ارتباط ممکن رو باهم داشته باشیم چون ایشون وارد نظام شدند و دانشگاه نظام حدود ۴ سال هست و ما نمیتونیم طی این زمان باهم صحبت کنیم یعنی اینطور بگم بعد از اون ۴ سال اگر ما به هم برگردیم یه شروع دوباره ای داریم ، ایشون از نظر اخلاق و رفتار پسری عاقل و بالغ هستن این نظر شخصی من نیست مادر و خاله من این نظر رو تایید میکنند (من بیشتر با مادر و خالم مشورت میکنم تا دوستانم)
من توی این رابطه حال بدی دارم و این خال بدم زماین است که کویچک ترین صحبت یا اشاره ای در مورد رابطه جنسی باشه (حتی خود کلمه سکس باعث استرس من میشه) اما زمانی که حرف های عادی و روزمره زده میشه حالم خوبه و احساس راحتی دارم
این دوگانگی توی خودم خیلی ازارم میده
ببین عزیزم در هرصورت ایشان تا زمانی که نمی توانند شرایط ازدواج را داشته باشند باید حدود رابطه خود را حفظ کنند و قرار نیست که شما به این نیازها پاسخی بدهید و داشتن یک میزان از ترس طبیعی می باشد و قرار نیست که شما ترسی در این زمینه نداشته باشید .
در این مسیر نیاز است که شما در احترام به ایشان بیان کنید که خط قرمزهای رابطه برای شما چیست و به ایشان و خودتان فرصت بدهید تا براساس توقعاتی که دارید تصمیم گیری کنید .