راهنمایی
مدتی است با پسری آشنا شدم که اعلام کرده قصدش آشنایی برای ازدواج است.همواره سعی کردم احساسی با او برخورد نکنم و منطقی پیش برم،3بار تاحالا با او ملاقات داشته ام اما نمی دونم چرا وقتی که بهش میرسم نمی تونم حرف هام رو بزنم و اغلب ساکت هستم و اون صحبت میکنه.بار 3می که دیدمش احساس کردم برخلاف دفعات قبل احساسش تغییر کرده و گویی به شک افتاده ،چراکه من در اس ام اس یا در چت هایمان به خوبی و با اعتماد بنفس عقایدم را مطرح کردم ولی در هنگام رویارویی عکس این بوده و چون خودش شخصیتی داره که اهل بحث و گفتگو هست، احساس میکنم دارد به این نتیجه میرسد که من اینگونه نیستم و دچار شک شده است! مشکل اینجاست که من الان احساس میکنم که اون همون شخصیه که می تونم باهاش زندگی کنم و الان برعکس روزای اول نگرانم و دلم نمی خواد اینطوری ازم بگذره، بخاطر ذهنیتی که ازم پیدا کرده که خودم هم عاملش هستم. نگرانم و سردرگم، کاش راهنماییم کنید که چیکار باید بکنم؟














سلام
دونوع تیپ شخصیتی داریم (درونگرا و برونگرا) که بنا به صحبت های شما، طرف مقابل شما برونگرا و شما درونگرا هستید که سبب جذب شما به همدیگر شده.
اگر حرفهایتان را بنا بر هردلیلی نمی توانید بگوید، بهتر است تا آنها را بنویسد و در یک جلسه به او بدهید و ازو بخواهید تا جواب شما را شفاهی یا کتبی بدهد (هرچند اگر از این روش استفاده میکنید حتما باید در شرایط مناسب و بادلایل منطقی برخورد انجام دهید).
شما گفاتید که با سه جلسه تا حدودی متوجه شده اید که شخص مورد نظر شماست. اما بنظر من شنا خیلی زود تصمیم میگیرید چون با سه جلسه که تنها طرف شما متکلم مجلس بوده و شما ساکت بودید چطور میتوانید به این نتیجه برسید که شخص مورد نظر شما در ارتباط با عقاید و خواسته های نگفته شما چه برخورد و نظری دارد. از طرف دیر افراد پس از سال ها زندگی اعلام میکنند که همدیگر را نمیشناسند، ولی شما توی سه جلسه شخص مورد نطر را پیدا کردین.
در نهایت برای راهنمایی بیشتر میتوانید به مراکز مشاوره ازدواج در سطح شهر حضور پیدا کنید تا راهنمایی دقیق تری بگیرید
موفق باشید