سلام.من یه دختر 23 ساله ام که حدود 7 ساله پسر خاله ام دوستم داره ولی هرچی سعی میکنم منم عاشقش باشم نمیتونم .از وقتی که موضوع دوست داشتنشو مطرح کرد خیلی ازش بدم اومد در حد تنفر .ولی یکی دوسال پیش تصمیم گرفتم بهش فکر کنم برای ازدواج .حتی به درخواستشم جواب مثبت دادم .ولی وقتی باهاش حرف میزنم هیچ تمایلی بهش ندارم .همش سعی میکنم یه جوری دعوا درست کنم و این رابطه بهم بخوره.در طول این دوسال شاید هفت یا هشت بار کاملا از هم جداشدیم ولی دوباره یکیمون این رابطه رو شروع میکنه .یا اون از سر عشق یا من از اینکه میگم ژسر خوبیه تحمل کن تو این دوره پسر خوب پیدا میشه.
اینم بگم تو این چندسال من یه بار نامزد کردم سنتی بود ولی خیلی بعد از نامزدی بهش علاقه مند شدم ولی به دلایل خانوادگی بهم خورد.
پسرخاله ام خیلی پسر خوبیه از هر نظر ولی واقعا نمیتونم باهاش باشم الانم رابطمون خوبه با هم حرف میزنیم ولی چون برای من ایده ال نیست نمی تونم دلمو اروم کنم نمی دونم چجوری تموم کنم این قضیه رو برای همیشه .
لطفا کمکم کنید خیلی شرایط بدی دارم