روابط قبل ازدواج
سلام من حدود یک سالی هست با دختر خانمی آشنا هستم از اونجایی که خانواده ایشون سید و آبروداری هستند دوست نداشتیم خانواده در جریان باشند بعد مدتیکه پدر ایشون فوت کردن و ایشون به دلیل مشکلات روحی بیمارستان بستری شدن چون من واقعا نگرانش بودم ناچاز از دوستش که میشناختم حالشو پرسیدم ایشون دوست نداشت هیچ کس در جریان ارتباط ماباشه وقتی بعد فهمید خیلی ناراحت شد اما متقاعدش کردم ولی دوستش سر یه طلبی که از ایشون داشت زنگ زدن به مامانش و در مورد رابطه ما بهشون گفتن از اون روز باهام قهر کرده و هر جوری میخوام ثابت کنم من فقط نگران حالش بودم چون به کسی دسترسی نداشتم از ایشون پرسیدم ولی میگه تو آبرومو جلوی خانواده بردی ازت متنفرم لطفا راهنمایی کنید من فقط نگرانش بودم و خیلی دوسش دارم














با سلام خدمت شما
دوست عزیز درباره سن و سال خودتان هیچ توضیحی نداده اید اما احساس شما در این مورد کاملا قابل درک است که ظاهرا نگرانی شما به صورت کاملا ناخواسته باعث آسیب ایشان شده است.
به هر حال رعایت حریم افراد در اینگونه روابط و احترام به خواسته ها و حدودی که مشخص ی کنند بسیار حاسز اهمی است و هرگونه قصور و کوتاهی در این زممینه به منزله حرمت شکنی بوده و اعتماد فرد را زیر سوال می برد.
ایشان با توجه به تجربه سوگی که بعد از فوت پدرشان هم تجربه می کنند حتما تحت فشار و تنش بیشتری هستند و احتمالا در این دوران دیگر تحمل ناکامی و ناراحتی بیش از این و مضاعف را ندارند.
بنابراین به نظر می رسد فعلا کمی زمان دادن و فرصت می تواند کمک کننده باشد و اینکه شما مجداد تلاش کنید اعتماد ایشان را با رعایت اصولی که دارند جلب کنید.
اما توجه داشته باشید که پافشاری یش از حد هم ممکن است معکوس عمل کند و بدتر ایشان را ناامید و رنجیده خاطر کند.
این نکته را هم در نظر داشته باشید که به هرحال شما قوانین ایشان را زیر پا گذاشته اید و حتی اگر نگران ایشان بودید، بهتر بود از طریق دیگری نگرانی خودتان را برطرف کنید تا با توجه به شرایطی که دارند آسیبی متوجه ایشان نشود.
با تمام این موارد به نظر می رسد کاری به جز صبر کردن و زمان دادن و احترام به خواسته ها و انتظارات و احساسات ایشان و تلاش برای رفع کدورت و حتی عذرخواهی بابت این اقدام شما که ایشان را در شرایط بذی قرار داده است، از دست شما ساخته نخواهد بود.