سلام خسته نباشید
من با اقایی که اومدن خاستگاریم و هم خانواده اون و هم خانواده من موافق ازدواجمون هستن در حال حرف زدن هستیم و قراره بعد وحرم و صفر بله برون باشه
خب ایشون منو خیلی دوستم دارن و منم ایشون رو خیلی دوست دارم
من قبلا دوست پسر داشتم ایشون از من پرسیدن که دارم یانه ولی من گفتم که ندارم من ترسیدم ترسیدم که تنهام بزارن چون خیلی ادم حساسی هستن ولی بعدا خیلی بهم اصرار کرد و منم تقریبا همه چیو گفتم من خیلی میترسم که بعدا بهم سر کوفت بزنن چون بهم گفتن اگه منو میخوای باید هر چی من گفتم بگی باشه منم قبول کردم چون دوستش داشتم ایشون بیست و شش سال و من بیست و یک سالمه من واقعا از روابط گذشته ی خودم پشیمونم و واقعا هر روز خودمو میخورم که چرا رفتم سر این روابط و احساس گناه زیادی دارم نمیدونم که ایا به ایشون بگم بره دنبال یه ادم پاک یا بازم کنارش بمونم روابط من جدی نبود من واقعا همیشه تنها بودم ساده بودم گول خوردم اونا منو فریبم دادن یعنی دختری نبودم که خودم بخوام وارد رابطه بشم من دانشگاهم شهر دور بوده و الان که کرونا هست و من ترم هفتم ولی نمیدونم ترم هشت ایشون اجازه بدن من برم یانه اگه دانشگاه بر گذار بشه چون بهم گفته دانشگاه رفتنت دست من باید باشه من نمیدونم که ایشون بد دل هستن یانه چون هنوز نامزد هم نکردم نامزدی برای بعد محرم و صفر هست