1
ريشه يابي
من از بچگيم كه يادم مياد مامانم كه از من ميخواست نماز خون بشم يادمه من حسي ك داشتم اين بود ك دوست نداشتم مامان بابام يا بقيه ببينن و ذوق كنن و حتي الان يه وقتايي همين حس و تجربه رو دارم با اينكه ديگه خيلي بزرگ شدم ٢٣ سالم هست، ولي هنوز اگه كاري رو بدونم نظر مامان بابام بهش جلب ميشه رو ديگه اصلا دلم نميخواد انجامش بدم يا حتي يه حس لجبازي شديدي كه به خودم هم فشار مياره برام ايجاد ميشه ميخواستم بدونم علت و ريشه اين چي ميتونه باشه چطوري ميتونم حلش كنم














سلام به شما دوست عزیز
خب اینکه شما در مسیر رشدی خود و در مسیر تعاملی با پدر و مادر چه شرایطی را تجربه کرده اید خب می تواند تاثیر زیادی بر این رفتارها و باورهای شما داشته باشد که برای ریشه یابی نیاز به مراجعه حضوری و طی کردن روند روان درمانی می باشد .
اما در مورد زمان فعلی و مسیر تصمیم گیری خب شما دیگر نه یک کودک و نه نوجوان هستید بلکه فرد بالغی و یک جوان ۲۳ ساله هستید که برای تصمیم گیری در مورد مسائل خود می توانید با کنار هم قرار دادن همه موارد و بررسی مسیر تصمیم گیری کنید .
ممکن است در یک موضوع دیدگاهای شما با هر فرد دیگری حتی پدر و مادر یکسان باشد و در بعضی موراد دیگر خیر و این اصلا به معنای خوب و بد و یا درست و یا غلط بودن این افکار نیست اما شما می توانید با کنار هم قرار دادن و شناخت احساسات و بعد شخصیتی خودتان در اینگونه موراد در تعامل و بررسی تصمیم گیری داشته باشید .