زندگی
سی ساله هستم. چند مآهی هست که تقریبا بیکارم و فقط هفته ای چند کلاس خصوصی دارم. الان تقریبا دوستی ندارم. چندین بار هم با مشاور و روانپزشک و روانشناس و… درباره اضطراب و… صحبت کردم. از نوجوانی حالاتی شبیه به حمله وحشت داشتم و به سختی دانشگاه رو تموم کردم. کودکی و نوجوانی سختی هم داشتم. الان احساس میکنم انقدر خسته هستم که بزور انگیزه ای که به خودم میدم حداکثر چند روز فعالیتی رو انجام میدم و ول می کنم. الان نه به اون صورت دوستی دارم، نه پول نه همسر نه شغلی. از چند ماه پیش به دلایل مختلفی مثل بدست آوردن جایگاه اجتماعی که خانوادمون هیچ وقت نداشتن و مفید بودن و… تصمیم گرفتم پزشکی بخونم. دارم درس میخونم. حافظم خیلی خوب نیست ولی گیراییم تقریبا خوبه. نمیدونم اگر حتی قبول شدم دووم میارم؟ دوباره اضطرابی که از داخل مدرسه شروع شد شدید نمیشه؟














با سلام خدمت شما دوست عزیز
دقت کنید که با ایجاد جایگاه اجتماعی شما می توانید از نظر مالی و قدرت در جایگاه بهتری قرار بگیرید اما اینکه مشکلات اضطرابی شما نیز با آن برطرف شود امکان پذیر نیست تقریبا و این موضوع نیاز به طی کردن پروسه روان درمانی یا شناخت درمانی از سمت شما دارد تا از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرید و بتوانید عملکرد بهتری را نیز تجربه کنید.
محدودیت روابط اجتماعی ، دوام نیاوردن در شغل، نداشن دوستان صمیمی ، سردرگمی و… ارتباط مستقیم با اضطراب شما دارد و شما با بهبود این مشکلات می توانید از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرید و ارتباطات اجتماعی برای شما لذت بخش شود و شما از نظر پیشرفت در مسیر بهتری پیش بروید .
چه دلایلی برای ترک جایگاه شغلی و نداشتن روابط دوستی دارید؟
۲٫ فکر می کنید قرار است چه اتفاقی برای شما در اجتماع رخ بدهد که شما را مضطرب و یا با حملات وحشت روبرو می کند؟
روابطم رو سرد و ناموفق میدونم در حالی که میدونم از درون آدم خیلی احساساتی هستم، خودم رو با دیدن فیلم و کتاب خوندن و… بی حس میکنم. ارتباط عمیق برقرار نمیکنم. از ضربه خوردن میترسم. گاهی به خودم میگم ارتباط برقرار کنم که چی بشه؟