سلام
دختري هستم ٢٢ساله،حس ميكنم زندگي برام خيلي بي معني شده.. انگار چندين ساله بجاي پيشرفت همش پسرفت كردم.. نه به رشته ي مورد علاقم رسيدم! نه كسي حمايتم ميكنه.. خيلي احساس تنهايي ميكنم، حس ميكنم ديگه به آدماي دورم حسي ندارم! حتي بيشتر از همه اين اذيتم ميكنه كه دلم واسه ي هيچ جنس مخالفي نميلرزه.. چندين بار به خودم فرصت دادم و وارد رابطه شدم! اما بيشتر از چند ماه نميتونم تحمل كنم يعني آدما از دور برام جذابن نزديكم كه ميشن دامو ميزنن و اصلا نميتونم به ازدواج فكر كنم.. در كل اما هميشه خنده روي لبامه و ديگرانو شاد ميكنم و مهربون و خوشقلبم.. اما حس ميكنم آدما بعضياشون از اين ويژگيام سواستفاده ميكنن.. همينطور نميتونم به كسي اعتماد كنم.. وقتي كسي بهم ابراز علاقه ميكنه ٩٩٪ باور نميكنم و همش حس ميكنم ديگران بخاطر هيكلم از من خوششون مياد و دوسم ندارن.. حتي حس ميكنم از رابطه ي جنسيم خوشم نمياد!
به نظرتون من طبيعيم؟!
نمایش نظرها (1)
سردرگمی و بدبینی
به گفته یک روانپزشک بینظمی فکری میتواند ناشی از علل گوناگونی باشد که برخی از این علتها برگرفته از مسائل محیطی است.
مانند اینکه فرد در خانواده یا در محل کار دچار مشکل شده باشد یا ناشی از مسائل اقتصادی یا هر تغییر مهم دیگری باشد .
که در زندگی فرد رخ داده که باعث شده نظم روزمره فرد، توالی فکری، تمرکز و روحیه وی تحت تأثیر قرار بگیرد.
بینظمی فکری همچنین میتواند ناشی از ویژگیهای شخصیتی افراد باشد.
بهگونهای که افراد اصولا فاقد نظم و ترتیب در زندگی خود باشند و نتوانند امور روزمره زندگی خود را برنامهریزی یا سازماندهی کنند.
یا اینکه اهمیتی برای این موضوع قائل نباشند. درمجموع میتوان گفت که هرگونه اختلال عصبی، روانی، رفتاری، تفکری.
و هرگونه استرسهای محیطی، تغییرات اجتماعی و مسائل اقتصادی میتواند باعث برهم ریختن نظم زندگی افراد شود.
شیوههای مقابله با بینظمی : برای رفع این موضوع ابتدا باید علت به وجود آورنده آن ریشهیابی شده و در صورت نیاز مداخلات درمانی انجام شود.
به عنوان مثال اگر کسی در اثر یک اختلال اضطرابی یا بیماری افسردگی دچار اختلال رفتاری شده است، باید با روشهایی مانند دارودرمانی، رواندرمانی و گروهدرمانی بیماری وی درمان شود.
سردبیر مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران با تأکید بر اینکه متأسفانه بسیاری از افراد مسائل روانپزشکی را به چشم مسائل پزشکی نمیبینند، میافزاید:
اینکه مشکلاتی از این قبیل را بسپاریم تا خود به خود حل شود، یا فرد معتقد باشد که خود به تنهایی از عهده مشکلات روانی برمیآید.
نتیجه مثبتی به دست نخواهد داد زیرا در بسیاری از موارد تأخیر شروع درمان سالها طول میکشد و فرد سالهای مهمی از زندگی خود را در این شرایط از دست میدهد.
از طرفی برخی توصیههای نابهجای افراد برای درمان مشکلات روانی دیگران که با استفاده از جملاتی مانند «خواستن، توانستن است» .
درصدد آن میشوند که با تحریک غرور دیگران آنها را ترغیب به انجام کاری کنند، نیز نادرست است.
زیرا اینگونه توصیهها در مواردی میتواند نتیجه بدتری در پی داشته باشد.
زیرا شخص به واقع نمیتواند به خود کمک کند و در نتیجه احساس عجز و ضعف بیشتری خواهد کرد.
باید دانست که علاج مشکلات روانی مانند سایر مشکلات جسمانی نیاز به بررسیها و درمانهای ویژه خود دارد.
توصیههایی که برخی از اطرافیان به افراد مستأصلی که از مشکلات اعصاب و روان در رنجند میکنند.
مثلا «به خودت تلقین نکن، چیزیت نیست!» مانند آن است که کسی تب داشته باشد .
و به او گفته شود «تب نکن»؛ بنابراین هرچند امید دادن و حمایت کردن در زمینه رفع این مسائل اهمیت زیادی دارد.
شیوه اجرای آن نباید بهگونهای باشد که فرد مبتلا احساس کند دیگران او را درک نمیکنند همچنین این حمایت نباید مانع از شروع به موقع درمان باشد.
توصیههایی کلی در زمینه بهبود وضعیت روانی وجود دارد که اغلب از جانب اطرافیان به فرد گرفتار گفته میشود.
مانند اینکه به کسی پیشنهاد شود که برای رفع مشکلات روانپزشکی خود ورزش کند، غذای خوب بخورد، هوای خوب استنشاق کند، سفر برود.
و خیلی توصیههای دیگر. این توصیهها در مواردی میتواند کمککننده باشد؛ اما باید دونکته را در نظر داشت:
یکی اینکه انجام این توصیهها نیاز به آرامش و نظم فکری دارد و در واقع شاید اگر فرد میتوانست آنها را اجرا کند .
نیاز به کمک کسی نداشت! واقعیت این است که او نمیتواند!
نکته دوم اینکه توصیههای افراد غیرمتخصص حتی اگر مفید باشد، جای درمان را نگیرد و آن را به تأخیر نیندازد.
مشاوره روانشناسي تلگرامي:
http://t.me/kanonmoshaveran_bot
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-88422495