سلام
من یک دختر 17 ساله هستم که 5 سال پیش ی حسی به پسر داییم داشتم که یک سال و دوماه از من بزرگتره و بهش گفتم اون هم دوسم داشت و به هم پیام میدادیم که خانواده هامون فهمیدن مانع شدن ولی مخفیانه پیام میدادیم که یکسال پیش پسرداییم امد به مامانم گفت که قصدس ازدواج هست مامانم اولش مخالفت کرد بعد راضی شد از اون روز به بعد ما همو میدیدیم پیام میدادیم زنگ میزدیم که پدرم فهمید و گفت مخالفه این ازدواج است و داییم و زن دایی هم مخالف بودن اما پسر داییم گفت که راضیشون میکنه که حدود دو ماه پیش سر اینکه من به پسر عمم پیام دادم دعوامون شد و برای اولین بار منو زد که بعدش معذرت خواهی کرد هم اون عاشق منه هم من عاشق اون
بعد داییم امد گفت فراموش کنم و مخالف این ازدواج و نمیزاره که باهم ازدواج کنیم ولی من واقعا عاشقشم وابستش شدم نمیتونم فراموش کنم
تازگیا رفتارش باهام عوض شده بداخلاق شدع بهم توهین میکنه
چند بار خواستم خودکشی کنم اما منصرف شدم
لطفا بگید چکار کنم