سلام
من 10 سالی هست که ازدواج کردم و یک بچه 9 ساله دارم. شوهرم تقریبا مرد خوبب هست ولی اصلا حرف همدیگر رو نمیفهمیم و بیشتر وقت ها باهم دعوامون میشه برای همین من هم از روی غرور و هم برای دعوا کمتر تقریبا همه کارهای خونه افتاده گردن من خرید خونه و لباس برای خودم و شوهرم و بچه ام تا ارایشگاه و دکتر بردن بچه
شوهرم به خیلی چیزها اهمیت نمیده اصلا انگار براش خیلی چیزها براش مهم نیست اصلا انگار توی دایره لغاتش حتی یک تبریک روز زن یا تولد هم وجود نداره وقتی بهش میگم میگه که مگه نمیبینم چقدر سرم شلوغه و وقت ندارم و از این توجیهات ابکی
الان واقعا دیگه خسته شدم دلم میخواد طلاق بگیرم ولی به خاطر پسرم دو دل هستم
چیکار کنم دیگه توان ادامه دادن رو ندارم