سلام من زهرا۲۵ساله هستم.مدت دوماه هست که ازدواج کردم. من و همسرم همکلاس بودیم و ازدواج‌عاشقانه داشتیم. اما الان که زیر یک سقف رفتیم یه سری مشکلات احساسی از سمت همسرم دارم. نسبت به من بی توجه شده. من صبح تا شبکه که اون از سرکار برمیگرده غذا درست میکنم‌نظافت میکنم‌ خونه رو مرتب میکنم لباساشو جمع و جور میکنم‌اتومیکنم اما اون اصلا اینارو نمیبینه. هیجوقت ازم‌تشکر نمیکنه که همیشه غذام آمادس وقتی مهمون‌میاد کم‌نمیذارم‌ و بهترینارو براشون آماده میکمم یا اینکه خونه کوچیکترین گردوخاکی نداره. بارهام‌بهش گفتم اما یجوری انگار مسخرش میاد.‌این رفتاراس باعث شده حس بدی به خودم بگیرم که قدر زحمتامو‌نمیدونه. و دیگه اینکه خیلی بی مسوولیته چیزی لازم داریم و باید بخره رو باید ده بار بهش بگم که بالاخره پاشه بره بخره.ما تازه ازدواج کردیم اما شبا دور از من میخوابه اصلا حواسش نیس من خوابم بیدارم کنارش هستم یا نیستم. مثلا مهمون که داریم اگه خوابش بیاد همونجا میخوابه بعد من تا ظرفارو میشورم و جمع میکنم میشه دوسه شب و اون برا خودش گرفته خوابیده. اصلا درک نمیکنم‌چرا دور از من‌میخوابه. اما هروقت دلش بخواد میاد کنارم میخوابه اما من نیاز دارم‌هرشب کنارهم بخوابیم. من آدم حساسیم و طاقت این بی توجهی هارو ندارم. ممنون میشم اگه راهنماییم کنین که باید چی‌کار کنم.