شوهرم..
سلام خیلی تو زندگیم مشکل دارم و نمیدونم از کجا بگم 6 ساله که ازدواج کردم من 31 و شوهرم 36.. شوهرم رفتارهای خیلی بدی داره از وقتی هم که دخترم به دنیا اومده بدتر شده همیشه سر بهونه های الکی دعوا راه میندازه و قهر میکنه روی تمیزی خونه خیلی حساسه وومنم بخاطر بچه نمیتونم زیاد به خونه برسم خودمم یه مقداری تنبلم.. دایم بهم سرکوفت میزنه و تحقیرم میکنه انگیزه و اعتماد به نفس رو ازم گرفته دایم درحال ایراد گرفتن از منه انگار میگرده ببینه چه ایرادی دارم تا بکوبه تو سرم همش میخواد بگه آدم بی ارزشی هستم و خودش خیلی از من سر تره جدیدا هم میگه واسم هیچ اهمیتی نداری موقعی که ناراحتم هیچ عکس العملی نشون نمیده و سعی نمیکنه جبران کنه و حتی ناراحتیم رو با حرفاش بدتر میکنه.. فوق العاده بد دهنه رفتارهای سرد و طلبکارانه داره، حرف از جدایی و طلاق میزنه انگار هیچ تعلق خاطری به من نداره😔 هیچ چیزی ازش دریافت نمیکنم ولی ازم توقع داره همه چی تموم باشم بعضی اوقات خوبه یهو از این رو به اون رو میشه بهونه بهونه بهونه.. فقط به من بگید چه رفتاری رو در قبال بی محبتی ها و کم محلی هاش انجام بدم؟ چیکار کنم؟ دوست دارم زندگیم رو بسازم و روال عادی داشته باشه، نمیدونم اصلا باید تلاش کنم برای این زندگی یا نه














با سلام خدمت شما دوست عزیز
احساسات شما در مورد مسائلی که عنوان کردید کاملا قابل درک است چرا که نیاز به داشتن رابطه های با کیفیت و سالمی که در آن احساس ارزشمندی دریافت نماییم از جمله نیازهای اساسی هر فردی است به خصور در ازدواج و زندگی مشترک با همسر.
همچنین رفتارهای کنترلگرانه ای مانند تحقیر، سرزنش، قضاوت، توهین و بی توجهی و پرخاشگری از جمله رفتارهای به شدت تخریبگری هستند که هر رابطه ای را می تواند به نابودی بکشاند.
اگرچه این موارد کاملا قابل درک است اما به رفار متقابل خودتان و تلاشهایتان برای بهبود اوضاع اشاره زیادی نکردید.
بهتر است بدانید که هر کسی درون رابطه سهم و نقشی دارد که باید آن را بیابد و اگر قرار باشد در برابر چنین رفتارهای مخرب و آسیب زایی دست به تلافی بزنید و یا بر عکس موضع منفعلانه اتخاذ کنید و نتظر باشید کسی باید و شا را نجات دهد و یا حتی برای ساکت کردن ایشان به او باج بدهید، در واقع در این جریان مشارکت عمده ای داشته اید.
شاید ایشان دچار مشلات روانشناختی جدی تری مانند تکانشگری و یا حتی اضطراب و افسردگی باشند و یا مدیریت مهارت خشم و هیجانات منفی را نداشته باشند اما ظاهرا به جای پذیرش مسئولیت همواره مسئولیت رفتارهایشان را بر دوش شما گذاشته اند و ما هم پذیرفته اید.
زمانی که نیازها و خواسته های تان توسط خودتان نادیده گرفته شود نمی توانید از دیگران انتظار داشته باشید که آنها هم متقابلا نادیده نگیرند چرا که خودتان با رفتارهایتان این پیام را داده اید که خواسته ها و نیازهایتان اولویتی ندارد و هیچ اظاری هم ندارید در حالی که هر سی خودش مسئول اول و اخر رسیدگی و حرکت در مسیر نیازهایش است.
بنابراین چنین رابطه ای اگر به همین شیوه و ب همین شرایطی که توصیف کردید ادامه یابد حتما سلامت روان شما بیشتر از پیش به خطر خواهد افتاد.
بنابراین بهت است هرچه زودتر یک تصمیم قاطعانه بگیرید که برای بهبود و بازسازی و ترمیم رابطه تان اقدامات موثری انجام دهید و با مراجعه به یک زوج درمانگر کمک حرفه ای در این زمینه دریافت نمایید.
به این ترتیب هم شما و هم همسرتان باید عهده دار مسئولیت و سهم خودتان در رابطه بشوید و این پیام را به ایشان بدهید که باید برای بهبود رابطه اقدام کنید.
اگر ایشان حاضر به همکاری نبودند بهتر است خودتان به صورت فردی برای دریافت مشاوره اقدام نمایید تا بتوانید تصمیم مناسبب درباره ادامه زندگی مشترکتان اتخاذ کنید.
راستش حاضر به همکاری که نیستن من ولی همه سعی خودم رو میکنم… مواردی که درمورد ایشون گفتید تقریبا اکثرا درست هستن و همینطور در مورد من بعضی مواقع باج دادم و بعضی مواقع هم منفعل بودم چون نمیدونستم دقیقا باید عکسالعملم چی باشه، در مورد نیازها چطور میتونم اونها رو بیان کنم که عکس العمل بدی نبینم یا به نیازهام اهمیت داده بشه میشه مثال بزنید برام
با سلام مجدد خدمت شما
دوست عزیز مسلما هر فردی در هر موقعیتی رفتاری می کند که فکر می کند بهترین انتخاب است.
و شنا هم کاملا حق دارید درست است واقعا هر رفتاری انجام داده اید با این هدف بوده که نتیجه مطلوبی بگیرید.
اما وققتی ما بارها رفتاری را انجام می دهیم و به نتیجه دلخواهمان نمی رسیم باید یک ارزیابی انجام دهیم ببینیم آیا آنچه می خواستیم غیر واقع بینانه و دست نیافتنی بود و یا خواسته مان مشکلی ندارد، بلکه مسیر درست و موثرررا نمی دانیم و نیاز داریم شیوه ها و مهارتهای جدیدتری را بیاموزیم و عملی کنیم.
به عنوان مثال این خواسته و انتظار که دیگران رفتارشان تغییر کند غیر واقع بینانه است چرا که اصلا رفتار آنها تحت کنترل و اراده ما نیست و هر کسی در مسیر خواسته ها و نیازهای خودش و به شیوه دلخواهش که از ادراک و باورها و افکارش سرچشمه می گیرد، رفتار و عمل می کند.
اما اینکه بخواهیم در برای رسیدن به خواسته های خودمان، خودمان قدمی برداریم، کاملا واقع بینانه است.
اما در مرحله بعد باید ببینیم واقعا چه اقداماتی می توان در این مسیر انجام داد که موثر باشند نه مخرب و به بهبود اوضاع کمک کنند.
یا حتی برای بهبود رابطه هم شما نیمی از ماجرا هستید و حتی اگر ایشان هم در ابتدا حاضر به همکاری نباشند، می توانید تلاش کنید سهم خودتان را درست انجام دهید.
اینکه می ترسید درباره نیازها و خواسته هایتان صحبت کنید خیلی ناراحت کننده و قابل درک است و این نشان دهنده این است که صمیمیت بینتان ایجاد نشده است.
شیوه درست گفتگو به این صورت است که در ابتدا مسئله مورد نظری را که موجب رنجشتان شده، یعنی همان موقعیتی که می خواهید درباره اش صحبت کنید را مانند یک دوربین فیلم برداری فقط به صورت توصیفی و نه با تعبیر وتفسیرهای خودتان، بیان کنید.
در مرحله بعد درباره افکار و برداشتی که در این زمینه دارید توضیح دهید و بعد هم احساسی که از این ماجرا و از فکرتان به شما دست داده است را واضح مطرح کنید.
در نهایت خواسته و انتظاری که در این زمینه دارید را با ایشان در میان بگذارید.
متقابلا به ایشان هم اجازه دهید نظرشان را بگویند و از احساس و نگرانی و دغدغه هایشان صحبت کنند.
نکات بسیار مهمی که باید مدنظر قرار دهید این است که هرگز در میان صحبتهایتان ایشان را قضاوت و سرزنش و تحقیر یا مقایسه نکنید و پرخاشگری هم مخرب است و حتی در صورت لزوم همدلی دهید.
و اینکه با توجه به اینکه رابطه شما خراب شده است ممکن است دفعات اول به نتیجه ای نرسید.
چرا که اگر خوب پیش برود در نهایت باید به به یک راه حل و یا توافق مشترک برسید.
یعنی گزینه های مورد نظر را بررسی کنید و در نهایت آن گزینه ای را انتخاب کنید که تا حدی رضایت هردوی شما را در پی داشته باشد و در واقع دو سر برد باشد.
اگر به زوج درمانگر مراجعه کنید شما را به سمت مسیر درست هدایت خواهد کرد و اگر همسرتان در ابتدا حاضر به همکاری نبودند (سعی کنید با شیوه درست گفتگو به ایشان پیشنهاد دهید یا از ایشان بخواهید برای بهبود کیفیت زندگی مشترکتان به زوج درمانگر مراجعه کنید) خودتان به تنهایی اقدام نمایید تا لااقل با دریافت راهکارهای لازم بدانید چگونه سهم خودتان را درست انجام دهید و چگونه از مسیر درست خواسته ها و نیازهایتان را پیگیری کنید.