سلام. خسته نباشید. منو شوهرم یک ساله که باهم ازدواج کردیم. همیشه مادرشوهرم هروقت منو میدید بهم تیکه مینداخت یا اگرهم به من حرفی نمی زد با شوهرم صحبت میکرد و بین ما ناراحتی به وجود میاورد و اون روزه شادی که داشتیم رو خراب میکرد. تصمیم گرفتیم هفته ای یکبار اونارو ببینیم البته شوهرم خواست تا خونه مادرمن هم هفته ای یکبار بریم که خداشاهده خودش هم میدونست حتی یکبار هم از طرف مادرم دخالت و ناراحتی پیش نیومده بود. ما رفتو امدو کم کردیم و مامانم ناراحت شد و گلایه کرد و من برای جبرانش خواستم تا یکی دوباروقتی شام اونجا هستیم زودتر از شوهرم برم پیششون. حالاشوهرم گیر داده میگه خونه مامانم هم زودتر برو پیششون بمون اینجوری هیلی بهتره هرچی هم خواستم قانعش کنم که دوس دارم باخودش برم نشد. از طرفی هم من اونجا راحت نیستم نه میتونم پامو دراز کنم نه کانالی که میخوام ببینم نه حتی بشینم همیشه انتظار دارن توی اشپزخونه پای ظرفشویی و گاز وایساده باشم. میترسم که اینارو به شوهرمم بگم و بحث و ناراحتی پیش بیاد و بامن قهربکنه و یا تاثیری نداشته باشه. راهنماییم میکنید.