شکاک بودن آقا
سلام
من ۲۰سالمه، وارد دانشگاه که شدم با آقایی آشنا شدم و ارتباط گرفتم در ماه های اول دوستی به دلیل عادت های قبلی ، تحت تاثیر محیط دانشگاه قرار گرفتن، و نداشتم علاقه ی شدید، با چند نفر بجز ایشون چت میکردم و ارتباط داشتم که ایشون متوجه شدند و موضوع را حل کردیم رفته رفته ب علت علاقه ی شدیدی که ب ایشون پیدا کردم به شدت وفادار شدم و نمیتونم حتی شخص دیگری را نگاه کنم . اما ایشون به شدت بدبین و شکاک شده اند هر بحثی میکنیم دلیلش این هست که ایشون هراس دارند رهاشون کنم یا فکر میکنند مثل ماه های اول با چند نفر چت میکنم .
هرکاری میتوانستم انجام دادم تا به ایشون ثابت کنم که علاقه دارم و وفادار هستم ولی هنوز بعد از دوسال حاضر به اعتماد به من نیستن. حتی با ایشون منطقی صحبت کردم و خودشون هم قبول کردند که این رفتارشون هم برای من هم خودشون آزار دهنده هست و هربار میگویند دیگه اعتماد کرده اند اما چند روز بعد باز هم نشانه های بی اعتمادی میبینم که منجر به دعوا میشود.
متوجهم که ریشه ی این بی اعتمادی رفتار های من در ماهای اول رابطه هست ولی نمیتوانم خودم را به ایشون اثبات کنم .
آیا راهی برای نجات رابطه مان وجود دارد؟؟














سلام به شما دوست عزیز
احساساتی که دارید قالب احترام می باشد اما این مسیر ارتباطی نیاز به بررسی دقیق تر دارد و این شک و سوء ظن ها را نمی توان به راحتی تنها نشعت گرفته شده از رفتار شما دانست.
ایشون ۲۱ سال دارند
از ابتدا با هدف جدی و ازدواج این ارتباط شکل گرفته.
با شناخت بیشتر ایشون رفته رفته بیشتر علاقه مند شدم، به شدت اهل کار و تلاش و به کم راضی نبودن، وجهه اجتماعی قابل احترام، صادق بودن، پایبند بودن به اعتقادات، خانواده محترم، مهربان بودن و ارزش قائل شدن، شخصیتی محکم و آلفا در رابطه این چند مورد از مواردی بود که منو به ایشون علاقه مند کرد.
کلا آدمی هستند که خیلی سخت اعتماد میکنند در اجتماع و روابط کاری بسیار محتاط هستند، در روابط با دوستان شخصی هستند که افراد زیادی را میشناسند با آنها ملاقات میکنند ولی با کسی صمیمی نیستند. و اگر با کسی کمی صمیمی شوند بعد از مدتی خود را عقب میکشند.
بله تا حدودی بهتر شده با صحبت ها و بحث های که داشتیم ولی هنوز اون اصل قضیه که اعتماد داشتن هست کمابیش پابرجا هست ، رفتارشون خودشونو هم آزار میده متوجهم که تلاش میکنند در راستای بهبود رفتارشون ولی متاسفانه باز هم به خانه ی اول برمیگردیم
تشکر از پاسخگویی شما
به این قسمت ار توصیفات خودتون توجه کنید(کلا آدمی هستند که خیلی سخت اعتماد میکنند در اجتماع و روابط کاری بسیار محتاط هستند، در روابط با دوستان شخصی هستند که افراد زیادی را میشناسند با آنها ملاقات میکنند ولی با کسی صمیمی نیستند. و اگر با کسی کمی صمیمی شوند بعد از مدتی خود را عقب میکشند.) انگار این بی اعتمادی در روابط دیگر ایشان نیز مشاهده می شود حالا به شکل های مختلف خب این موضوع از اهمیت زیادی برخودار می باشد چون می تواند نشان از افکار پارانوئید داشته باشد هرچند که براساس کلیات نمی توان نظری بیان کرد و همانطور که گفتم نیاز است ایشان به روانشناس مراجعه کنند اما رده هایی از این افکار در روابط با شما و روابط دیگر وجود دارد .
در این مسیر رفتارهای شما نیز با مهر تاییدی که بر این افکار داشته است شدت آن را بیشتر کرده است در هرصورت در این مسیر برای ازدواج زمانی باید تصمیم گیری کرد که فرد به صورت رسمی از شما بتواند خواستگاری کند در کنار اینکه این بعد رفتاری و شخصیتی نیاز به بررسی دقیق دارد و بهتر است قبل از وابستگی بیشتر برای بررسی این موراد به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید.