سوالتو بپرس
X

شک و عدم صحبت همسر

سلام من و همسرم تقریبا 10 ساله ازدواج کردیم، و در حال حاضر یک فرزند دختر 2 ساله داریم. اخیرا طی یک بازی و شوخی در جمع دوستانه، دچار ظن شده که من به ایشون خیانت کردم. این مساله رو درست بیان نمیکنه که صحبت کنیم، مدام میگه مردا همه فلانن، تو خیلی ادعا میکردی، همه اش دروغ بود، دیگه جانماز آب نکش و …. از این دست حرفهای متلک وار… من نه میدونم چه فکری میکنه، نه میدونم برای چی شک کرده،… فقط این رو میدونم که من هیچ کاری نکردم، و اصلا دلم نمیخواد بابت کار نکرده توضیحی بدم. موندم که با این نوع برخورد ایشون چه عکسالعملی نشون بدم. لازمه که بگم هر دو بر طلاق توافقی ، توافق کردیم و نوبت هم گرفتیم…

loleil:

نمایش نظرها (2)

  • سلام به شما دوست عزیز
    قابل درک می باشید که این شرایط برای هردوی شما با فشار روحی زیادی همراه می باشد اما دقت داشته باشید که بهتر است قبل از تصمیم گیری بر جدایی براساس برداشت اشتباه بهتر است کخ باهم دقیقا در مورد این موضوع صحبت کنید و در کمال احترام و بدون به دنبال مقصر بودن دلایل همسرتان را مبنی بر خیانت خودتان جویا شوید تا بتوانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید .
    در کنار این موارد با توجه به اینکه به نظر می رسد تعامل موثر بین شما وجود ندارد نیاز است که قبل از تصمیم گیری برای جدای با همسرتان هردو به زوج درمانگر مراجعه داشته باشید تا بتوانیم صحبت های هردوی شما را بشنویم ، نوع تعاملتان را مشاهده و بررسی کنیم ، دیدگاهای هردوی شما و دلایل برای ادامه زندگی و طلاق را بررسی کنیم تا بتوانیم در این زمینه به هردوی شما برای تصمیم گیری کمک کنیم.
    هردوی شما حتی در صورت طلاق توافقی نیاز است که روند دادگاه را طی کنید و در آنچا مجبور به گذراندن دوره های مشاوره هستید پس بهتر است این دوره ها قبل از اقدام و درخواست دادگاه صورت گیرد تا بتوانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید .
    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22354783

  • با سلام خدمت شما دوست گرامی
    دوست عزیز احساسات شما در این زمینه قابل درک است اما درست توضیح نداده اید که اکنون دقیقا مسئله شما چیست وقتی تقاضای طلاق داده اید؟
    مشکل خودتان را هم خیلی مبهم بیان کرده اید اگر مسئله تا این حد بی اساس است و فقط یک س. تفاهم است چرا برای حل کردن آن اقدامی نمی کنید و درخواست طلاق داده اید، اگر هم موضوع ریشه دار است و شما توضیحات مختصری داده اید که باز هم گزینه ای به نام زوج درمانی و دریافت کمک حرفه ای از سوی افراد متخصص پیش روی شما قرار دارد که اگر باز هم به نتیجه مطلوب نرسیدید آن زمان می توانید به جدایی هم فکر کنید.
    اما اساسا بعد از ازدواج و آن هم با وجود یک فرزند خردسال و پس از این همه سرمایه گذاری احساسی عاطفی که دو طرف انجام داده اند منطقی ترین و عقلانی ترین گزینه در این موارد تلاش برای بازسازی و ترمیم رابطه و حل کردن مشکلات بین فردی است و حفظ زندگی مشترک اولویت دارد.
    این که ایشان چگونه دچار تردید شده اند و چه فکری می کنند را می توانید به راحتی از خودشان بپرسید و شما هر دو در برابر کیفیت رابطه تان مسئولیت دارید و اگر توضیحات شما در حل این مشکل که به گفته خودتان فقط سوء تفاهم است تاثیر گذار است و می تواند آن را حل کند، امتناع و مقاومت شما جای تعجب دارد.
    بنابراین با توجه به این موارد بهتر است کمی بیشتر تامل کنید و خودتان را ارزیابی کنید ببینید آیا برای حفظ زندگی مشترکتان و بهبود شرایط و یازسازی کیفیت رابطه تمام تلاشتان را انجام داده اید؟
    به شما توصیه می ش.د قبل از هر اقدام جدی و تصمیم گیری از روی خشم و پرخاشگری، کمی به عواقب این تصمیم گیری . هزینه های آن چه از نظر روانی و چه انرژی و چیزهایی که به دست می آورید و آن چه از دست می دهید فکر کنید و به همراه همسرتان به یک زوج درمانگر مراجعه کنید تا بتوانید از طریق انجام بررسی ها و ارزیابی ها بیشتر در این زمینه کمک حرفه ای و راهنمایی های لازم را دریفات کنید.
    گاهی افراد به دلیل نداشتن مهارت های لازم مانند مدیریت خشم و هیجانات منفی، حل مساله و حل اختلافات بین فردی دست به تصمیم گیری هایی می زنند که پیامدهای جبران ناپذیری را در پی دارد و با یک بررسی ساده و یا تلاش به شیوه موثری که آن را بلد نبوده اند و می توانستند بیاموزند، خیلی از چیزهای گرانبهایی را از دست می دهند و بهتر است هر دوی شما به این نته توجه داشته باشید و خودتان را در برابر این ماجرا مسئول بدانید و هر کسی با کمک یک متخصص و با نظارت او سهم خودش را در رابطه پیدا کند و برای آن متعهدانه تلاش کند.