سلام.من ٢٩ سالمه و ٤ساله ازدواج كردم.قبلش با شوهرم دويت بةدم و اين رابطه ١٠ ساله بود كه به ازدواج رسيد.قبل ازدواج ماباهم اختلاف زيادي داشتيم و من بارها خواستم كه اين قضيه رو تمام كنم اما با مخالفت شديد شوهرم مواجه ميشدم…
اين بعد ٤سال بارها ازش شنيدم كه ميگه اين رابطه فايده نداره تا جواني برو دنبال زندگيت .برام نميصرفه ،من باهات خوشحال نيستم برو منم بدانم چجوري زندگي كنم…
كلي حرف كه اگه كشي ديگه اي جاي من برد الان چندسال بود كه مهر طلاقش خشك شده بود
من تو اين زندگي خيلي صبوري كردم خيلي بديا ديدم و نزاشتم كسي بفهمه
از كتك خوردن و فحاشي شكستت وسيله همه جور توهين و بي احترامي به خودم و خانوادم
شوهرم اهل مشروب ووقتي اون كوفيتو ميخوره معمولا از اين حرفا ميزنه
توروخدا بمن بگين بايد چيكار كنم ادامه بدم يا طلاق بگيرم