سلام.من وشوهرم باهم تفاهم نداریم هرجامیریم یابادعوامیریم یابعدش دعوامیشه چون هرجامیریم حتی اگرخیلی زودم باشه استرس میگرش گیرمیده تیکه میندازه خلاصه رومخ میره .شب عروسی زدتوگوشم ازاسترس وعصبانیت .درضمن من ازسیگاروقلیان متنفرم وایشان ازمن پنهان کرده بودومعتادانهااست .همیشه ازخانواده اش حمایت میکنه حتی اگربه من فحش دهندمیگه تقصیرتوست توکاری نکن نگن اگرمن توهم بگم میگه بیخودمیکنی.خلاصه ایشان عصبی بیش ازحدخانواده دوستداره . سیاست مدارزنگه اصلا نمیشه توجیهش کردحرف حرف خودشه. وتوداروعصبی ومغروروسنتی ومردسالاروعشق سرشناسی وخودنمایی داردالان گذاشته رفته مثل زناطلاق میخواد مشکل منم اینه که ازش محبت وتوجه میخوام ونمیزارم بره رفیق بازی ومسافرت مجردی ورفت امدباکسانی که بخوان جلوی من باهم قلیان بکشن.شمابگین باایشون بااین ویژگی هاچه طوررفتارکنم تاقلقش دستم بیادیافایده نداره جداشیم؟