سلام….بنده ۲۰ساله هستم ک با پسری۲۳ساله ازدواج کردم از بعدعقد خانواده ها دم ب ناسازگاری زدند و زندگی من و همسرم را بهم زدند و مدام اصرار ب طلاق داشتند…من و همسرم دیوانه وار همدیگر را دوست داریم و با سختی فراوان وارد زندگی مشترک شدیم حتی عروسی هم نگرفتیم اما مشکلات مالی فشار فراوان آورد و موجب دست ب زن همسرم شد و بنده ب خانه پدرم بازگشتم و با اصرار خانوادم دادخواست طلاق دادم اما اصلا راضی به اینکار نیستم و باهمسرم درارتباطم…همسرم قول داده دست روی من بلند نکنه و ما فکر کردیم اگر الان با هم زندگی کنیم باید ادامه تحصیل را رها کنیم تا مشکلات مالی اذیتمان نکند و راه دوممان طلاق است ک طلاق بگیریم اما در ارتباط باشیم تا درسمان تمام شود و پولهایمان را جمع کنیم و بهم رجوع کنیم بنظر شما راه درست چیست؟خیلی سردرگمم