سوالتو بپرس
X

عاشق شدن

سلام و خسته نباشید
بنده ترم دو دانشگاهم هستم . حدود چهار ، پنچ ماه هست من عاشق ی دختری شدم و از انجایی که من از رابطه قبل از نامزدی و ازدواج خوشم نمیاد . سعی کردم با خود شخص سر صحبت را باز کنم و احساسم را بهش بگم و حدود چند ماه باهم باشیم که از اخلاقیات هم با خبرشیم و هما بهتر بشناسیم . بنا به دلایلی که من هروقت میدیدمش و حول میکنم نتونستم پا پیش بزارم و این عشق را ازش قایم کردم و چند بار به مادرم یه جورایی گفتم که از یکی تو دانشگاه خوشم اومده ولی در جواب گفت فعلا زوده واسه نامزدی و این حرفا بچه ای من بیست و یک سالمه .و هر روزم که میبینمش عاشق تر میشم کلا کلافم تورخدا بگید چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درضمن من با چندتا دوستاش گفتم که برند باهش حرف بزند و که قبول کنه باهم ی چند دقیقه صحبت کنیم و اگه بشه دوست بشیم واسه یه مدت کوتاه برای اشنایی . ولی انگار اون خانوم قبول نکرده . من چیکار کنم کمکم ؟؟؟؟؟؟؟

mehrdad1373:

نمایش نظرها (11)

  • خب همونطور که مادرتون گفته باید صبور باشید ... سن شما هنوز برای اینکارو کمه و از همه مهمتر شما درستون رو تموم نکردید و سربازی و پیدا کردن کار رو هم باید به این لیست اضافه کرد ... چون وقتی کسی برای ازدواج اقدام میکنه باید حرفی برای گفتن داشته باشه تا بتونه نظر خانواده دختر و خود دخترو جلب کنه ... به همین خاطره که ایشون نخواسته با ایجاد رابطه خودش رو در مسیری نامعلوم قرار بده

    • سلام.
      آقا مهرداد شمااصلا بچه نیستید برای حرفزدن بااون دختر یه لحظه هم صبر نکنید و بش بگید ک عاشقش هستید و مطمن بشید ک ایشون هم دوستتون داره وراضیشون کنید ک باشرایطتون کنار بیاد و کمی صبر کنه.درضمن اگه کمکی ازدستم بر بیاد براتون انجام میدم و بشما وفادارم و ازشما میخوام ک بمن وفادار باشید.موفق باشید یاحق.

  • سلام ، چطور میشه به دختری اعتماد کرد که دوست داره و تنهات نمی زاره به خصوص در جامعه امروز که دخترها هیچ تفکری نسبت به ازدواج ندارند و میگن درس میخونیم و خودمون میریم سر کار دیگه شوهر می خوایم چی کار. با تشکر

    • پرسش و پاسخ زناشویی:دوست عزیز هیچ اعتمادی به دیگران و به حرفهای اونا نیست مگر اینکه در مراوده و معاشرت ها بتونیم طرف رو بشناسیم ... حتی افرادی که سالهاست همدیگرو میشناسن نمیتونن چنین اعتمادی بکنن که کاملا" طرف مقابل رو درک کرده و شناخت کامل دارند چون این شناخت تدریجی به وجود میاد و به دنبال اون اعتمادسازی رخ میده ... پس شما که با تردید به این صحبت ها نگاه میکنید با مراجعه حضوری هر دوی شما به مشاوری مجرب و متعهد و با انجام مصاحبه و تست های لازم بیشتر همدیگرو بشناسید و با شخصیت هم آشنا شوید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی داشته باشید
      021-22354282

  • سلام خسته نباشید
    من یه راهنمایی ازتون میخوام
    من با یه دختر از طریق فیسبوک ایرانی هشنا شدم که الانم اون فیسبوک بسته شده.ما فقط میخواستیم با هم اشنا شیم همین.و دختره هم فکر کنم یه 30 کیلومتر با هم فاصله مکانی داشتیم.کم کم تلفنیح رف زدیم .عکس به هم دادیم و یه روز قرار گذاشتیم همو ببینم.همرون روز اول با دختره (ببخشید که اینو میگم چون میخوام کاملا بدونم چیکار دارم میکنم)لخت شدم.یعنی فقط با هم خوابیدیمو حرف زدیم ولی س ک س نداشتیم با هم.همون لحظه هم یکی از دوست دخترام زنگ زد که من تا صداشو شنیدم قطع کردم.و دختره متوجه شد بعد یه خرده ناراحتی اینا کرد که من زنگ زدم به اون دختره و گفتم دیگه بهم زنگ نزن و البته اون دختره هم بهم خیلی علاقه داشت و بعدا مامانش کلی بهم زنگ میزد ه چرا این کارو با دخترم کردیو داره خودشو از گریه میکشه از این چیزا.ولی من با اون دختره تفاوت سنی 6 ساله داشتم و اصلا خوشم نمیومد.این دختره که بیشم بود شروع کرد به گریه کردن که همون لحظه بهش قول ازدواج دادم.خلاصه میگم.دیگه بدجوری عاشق هم شده بودیم.در روز شاید 9 ساعت تلفنی با هم حرف میزدیم.همیشه هم خودش زنگ میزد بهم.کلی هم با هم از طریق وایب حرف میزدم.خلاصه 24 ساعت نزدیکه 15 ساعت با هم بودم از طریق تلفن یا وایبر.بعد 3 ماه که شد دختره هی بهم گیر میداد.که عروسی نرم این کارو نکن اون کارو نکن.حتی 4 تا از سیمکارتامو ازم گرفت و واسم شماره جدید خرید که مزاحمی نداشته باشم.هر روز بهم گیر میداد.دیگه دعواهامون شروع شده بود.بعضی وقتها که دوستام زنگ میزدن این دختره میومد بشت خط و میدید من دارم تلفنی حرف میزنم دیوانه میشسد.کلی حرف بازم میکرد.من از ترس با دوستام حرف نمیزدم.یا حر لحظه بهم تک میزد که یه بار مشغول نباشم.ولی خدایی از روزی که باهش دوست شده بودم دوست دختر دیگه نگرفتمو با کسی هم حرف نزدم.دیگه کلا هر روز رو اعصابم بود.این کاراش باعث شد ازش زده شم.و وقتی زنگ میزد زود دوست داشتم حرفشو تموم کنه راحت شم.به خاطره این که شک هاش کم شه با خواهرام اشناش کردم.مامانمو بردم با مامانش حرف زدن ولی این دختره اصلا درست نشد که نشد و باز هم 2 روز که منو نمیدید دوباره شروع میکرد به گیر دادن های از الکی .مثلا وقتی از دانشگاه داشتم میمومدم خونه میگفت تو ماشین نباید دختر بشیه یا زنگ میزد میگفت دختر بیشت نشسته یا نه.یا مثلا میگفت گوشی رو نگه دار میخوام ببینم تو ماشین صدایه دختر میاد یا نه
    اصلا کاراییی میکرد با عقل جور در نمیاد.ولی فکر کنم دختره قرص اعصاب یه روانی چیزی مصرف کنه
    هر 2 مون 21 سالمونه.هر روز اصرار میکنه برم خواستگاریش منو به همه خونوادش اشنا کرده عکسمو نشون داده.منم البته همنطور همه میدونن.یه چند مدت که دعوا میگرفتیم شاید 1 روز قهر میشدیم کم کم شد 3 روز.1 هفته.موقع امتحان 1 ماه قهر بودیم.الانم که دارم حرف میزنم فکر کنم 2 ماه با هم حرف نزدیم و قهریم
    و اینم بگم اصلا نمیزاره من تو لاین اینا برم
    خدایی من دیگه دارم دیوانه میشم.نمیدونم چیکار کنم.هنوز سربازی هم نرفتم فقط 21 سالمه میترسم بعدا وسطه زندگی کم بیارم.البته بشتیبانی دارم ولی دوست دارم خودم باشم.دوست دارم فعلا ازدواج نکنم.اصلا کلا گیجم دوست دارم یه روانشناس بهم راهنمایی کنه.خواهشا از اول بگید چیکار کنم من.خیلی از کاراشو نگفتم چندین بار دست به خودکشی زده.و یه بارم دستشو با تیغ خط خطی کردم که دستشو وقتی دیدم گفتم دیوونه شده این
    چیکار کنم من؟الان 2 ماه با هم حرف نمیزنیم

    • خب اینکه دوماه صحبتی نمیکنید خیلی فرص خوبیه تا رابطه رو کات کنید و در این مورد میتونید خانواده اش رو هم آگاه کنید ... چون با رفتارهایی که داره و با شک و تردیدش واقعا" سخته که بخوایت زندگی آرامی رو داشته باشید ... با توجه به اینکه در شما رفتاری دیده که اعتمادش رو سلب کرده یا باید با مشورت روانشناس این رفتارش رو تعدیل بده یا اینکه در همین جا بهتره رابطه شما خاتمه پیدا کنه

  • البته اینم بگم.کلی هم قصم خورده که فقط با من خوابیده و بعد این که بیشتر اشنا شدیم.چند با دیگه هم با هم خوابیدیم
    منتظره جولبتونم تشکر

  • سلام.
    محمد خجالت نکشیدی کنارش لخت خوابیدی ازاسمت خجالت نکشیدی اگه خودت خواهرو مادر نداری؟؟؟
    اگه مطمن مطمن شدی ک باکس دیگه ای تاحالا نخوابیده باش ازدواج کن چون من فک میکنم اون از شدت دوست داشتن این کار هارا میکنه درضمن خودت راضی هستی بادختری ازدواج کنی ک قبلا کنار یه نامحرم خوابیده اونم لخت پس چون کنارش خوابیدی سعی کن باشناخت کامل باش ازدواج کنی و حتما بخاطر این کارت توبه کن و دیگه حتی دستشم نگیر.