سلام.من21سلام دانشجو ترم آخرم و متأسفانه با پسر های زیادی قبلا دوست بودم و اما ب یکی شون که فوق لیسانس بود علاقه داشتم که ایشون هم قصدشان ازدواج بود و تقریبا خانوادم خبر داشتن اما اون برای خواستگاری هی بهانه میاورد دو سال باهم بودیم و این اواخر باهام کلا سرد بود هر وقت دلش میخواست جوابم میداد و منم چون دوستش داشتم تحمل میکردم.تا اینکه برام خواستگار اومد پسر دختر عموم منم چون همه ازش تعریف میکردن و پدر و مادرم راضی بودن قبول کردم من لیسانسم اون دوم راهنمایی خونده بعد که دیدمش از قیافش خوشم نمیاد اما انقدر مهربون هست که فکر نمیکنم همچین آدمی تو دنیا باشه واسم هرکاری میکنه من اوایل ازش متنفر بودم الان ی روز خوشم میاد ی روز پشیمون میشم که چرا قبول کردم اون شوهرش کم من لیسانسم و بخصوص قیافش و اینکه اون پسرای قبلی که باهاشون بودم یادم میاد و با نامزدم مقایسه میکنم ح ناراحت میشم تروخدا کمکم کنید چکار کنم اخه تروخدا میترسم بعد عروسی هم اینطوری باشم و دوستش نداشته باشم ی روز ازش خوشم میاد ی روز بدم