سوالتو بپرس
X

عدم علاقه به همسر

سلام
من الان ۲۰ سالمه ۱۶ سالم که بود با اجبار خانواده با شوهرم که ۹ سال ازم بزرگتره ازدواج کردم بچه بودم عقلم نمیرسید که مخالفت کنم افسارمو داده بودم دست خانوادم الان بعد از تقریبا ۴ سال هنوز نتونستم به این شرایط عادت کنم هنوز نتونستم به شوهرم علاقه مند بشم بلکه ازش متنفرم اصلا دلم نمیخواد حتی ببینمش اصلا دوس ندارم حتی صداشم بشنوم اوایل باز یکم بهتر بود ولی رفته رفته خیلی چیزارو بهم اجبار کرد مثلا نذاشت درسمو ادامه بدم نمیزاره با دوستام در ارتباط باشم کلا از نظر فکر و عقیده و خانواده خیلی باهم فرق داریم درست دوتا نقطه مقابل همیم خانواده اون خیلی مذهبین خودشم همینطوریه ولی خانواده من تقریبا آزادن من تا قبل از ازدواج خیلی راحت و آزاد لباس میپوشیدم ولی الان همش بهم گیر میده میگه حجابتو رعایت کن یه تار موت بیرون نباشه مانتوت پایین زانوت باشه خلاصه خیلی بهم گیر میده واقعا خسته شدم از دستش خیلی وقته که میخوام ازش طلاق بگیرم ولی از خانواده و حرف و حدیث مردم میترسم ولی واقعا دیگه نمیتونم تحملش کنم میخوام ازش جدا بشم هر چی میخواد بشه حتی تو دوران عقد که بودیم مشاوره هم رفتیم ولی تاثیری نداشت
با

ssssM.s:

نمایش نظرها (1)

  • با سلام خدمت شما
    دوست عزیز به نظر می رسد در شرایط سخی به سر می برید و اتفاقات ناخوشایند زیادی را تجربه کرده باشید.
    نیاز به آزادی و انتخاب و همچنین دریافت احساس ارزشمندی در روابط به خصوص در ازدواج یکی از نیازهای اساسی هر فردی محسوب می شود بنابراین دور از ذهن نیست که شما حال بدی را تجربه می کنید و احساسات شما در این زمینه کاملا قابل درک است.
    متاسفانه ازدواج در سنین پایین به دلیل شکل نگرفتن کامل هویت و اینکه هنوز افراد خودشان نمی دانند در زندگی چه می خواهند و ممکن است هنوز به بلوغ فکر و پختگی لازم و کافی برای تشکیل زندگی مشترک و انتخاب همسر آینده شان نرسیده باشند، معمولا در آینده ای نه چندان دور به مشکل خواهد خورد.
    بحث تفاوت در خانوادهها هم یکی از مواردی است که اگر از همان ابتدا مورد توجه کافی قرار نگیرد در آینده به چالشی بزرگ تبدیل خواهد شد.
    درباره اینکه برای بهتر شدن اوضاع تا کنون چه کرده اید و چه تلاش و اقدامی انجام داده اید خیلی تضیح ندادی به جز اینکه اشاره کردید به مشاور مراجعه کردید و نتیجه ای حاصل نشده است.
    یادآوری یک نکته در اینجا خالی از لطف نیست و آن هم اینکه برای حصول نتیجه مطلوب و محسوس از جلسات مشاوره و رواندرمانی باید زمان کافی و فرصت بدهیم و چیزی نیست که با یک یا دو جلسه تغییر حاصل شود.
    البته که به طورکلی دریافت نتیجه از اینگونه جلسات به عوامل زیادی وابسته است که یکی از آنها این است که تا چه اندازه هر دو طرف این رابطه را می خواهند و حاضر هستند برای ترمیم و بازسازی آن و افزایش کیفیت آن تلاش کنند.
    و معمولی کمی زمان بر هستند چرا که افراد سالها الگوهای رفتاری را آموخته و انجام داده اند که نمی توان یک شبه آن را تغییر داد بلکه با تمرین خیلی از مهارتها در طول زمان حاصل می شوند و اینگونه جلسات نیازمند مداومت و پیگیری از سوی افراد متخصص هستند.
    با در نظر داشتن این موارد، اگر فکر می کنید هنوز جای تلاشی باقی مانده حتما با مراجعه به روانشناس یا مشاور، برای بهبود اوضاع و ازدواجتان اقدام نمایید.
    در غیر اینصورت می توانید خودتان به صورت فردی برای بررسی دقیقتر و انجام ارزیابی های لازم در این زمینه و شناسایی و تشخیص موانع موجود بیرونی و درونی بر سر راهتان، به مشاور یا روانشناس مراجعه فرمایید تا به شما کمک کنند بهترین و مناسبترین تصمیم را در مناسبترین زمان اتخاذ کنید.
    چرا که شاید در ابتدا نیاز به کسب مهارتها و یا کار کردن بر روی توانمندی هایتان نیازمند باشید تا در مرحله بعدی اقدام لازم را انجام دهید.