سوالتو بپرس
X

عدم کنترل خشم و خالی کردن خشم از طریق ناسزا ، افسردگی ، نابودی خودم

من پسر ۲۶ ساله هستم
خانواده من خیلی گرم و خوب بود ولی تو این ۴ سال همچی عوض شد
مادرم سرطان گرفت و خداروشکر الان بهتره و الان در دوران یائسگی هستش و اخلاقش بسیار بد شده
پدرم به مادرم خیانت میکنه و با زنهای دیگه در ارتباطه
خود من هم با دختری بودم که بعد از چندسال از زندگی رفت و ازدواج کرد و من کودکی سختی داشتم بدین صورت که پدری بداخلاق و دست بزن داشت و مادری دلسوز که آرومم میکرد ولی الان متاسفانه نمیتونه آرومم کنه
من دست بزن ندارم ولی بد دهن هستم و بسیار خشمگینم همیشه دوست دارم شکم هرکی رو حرف من حرف بزنه شکمش رو سفره کنم
همه جا فیلم بازی میکنم انسان آرومی هستم آخه فکر میکردم با اینکار شاید به مرور زمان انسان آرومی نیشم ولی نشدم
دوست دارم انسان آرومی باشم
من نگران برادرم هستم و میگم این زندگی برای من تمام شده و فقط میخواهم داداشم بخنده و شاد باشه و درد هایی که من میکشم رو اون نکشه
ممنون میشم کمکم کنین

mayp:

نمایش نظرها (2)

  • سلام به شما دوست عزیز
    قابل درک هست که این شرایط برای شما با فشار روحی بیشتری همراه شده است اما دقت داشته باشید که دوران یائسگی مادرتان می تواند با تغییرات هرمونی که برای ایشان رخ می دهد با کمک متخصص زنان شرایط بهتری را از نظر بدنی و روحی برای ایشان ایجاد کرد در کنار اینکه این موضوعات خانوادگی نیز در شرایط روحی مادرتان بی تاثیر نمی باشد و بهتر است در این مسیر اجازه بدهید خود مادرتان در مورد خیانت پدرتان تصمیم گیری کنند اگر از این موضوع اطلاع دارند و شما تنها می توانید در احترام و بدون توهین دیدگاه شخصی خودتان را با پدر در میان بگذارید بقیه مسیر به خود مادرتان بستگی دارد.
    در مورد خودتان نیز نادیده گرفتن و انکار این خشم ها و عصبانیت ها تنها باعث می شود که شما با فشار روحی زیاد تری روبرو شوید چون تنها برعکس عمل کردن و ارام بودن نمی تواند به بهبود شرایط روحی شما کمک کند و این نوعی مکانیزم دفاعی در مقابل احساساتتان می باشد در این مسیر شما برای اینکه به خودتان و دیگران و مخصوصا برادرتان کمک کنید در اول نیاز است که به بهبود شرایط روحی خودتان به کمک روانشناس بپردازید چون تا زمانی که خودتان در شرایط روحی مناسبی نباشید هم به خودتان آسیب وارد می کنید و هم اینکه به عنوان مثال نمی توانید الگوی مناسبی برای بردارتان باشید و یا ارتباط سازنده ای را برقرار کنید.
    در این مسیر صحبت و تامل با اعضای خانواده و بررسی شرایط روحی خودتان به کمک متخصص و بردن مادرتان به متخصص زنان و روانشناس می تواند در مسیر بهبود زندگی خانوادگی شما نقش زیادی داشته باشد .
    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22685741

  • با سلام خدمت شما
    دوست عزیز احساس ناراحتی و نگرانی شما با توجه به مواردی که عنوان کردید کاملا قابل درک است.
    واقعیت این است که هیچ کسی پدر و مادر خودش را انتخاب نکرده است و قدرت تغییر دادن آن ها را نیز ندارد و به همین دلیل همواره ممکن است رفتارهایی از سوی آن ها ببیند که برایش ناخوشایند و حتی در مواقعی آزار دهنده باشد و ظاهرا در این موارد چاره ای نداریم جز این که آن ها را همان گونه که هستند بپذیریم.
    موضوع والدین شما و مشکلاتی که دارند هم به خودشان مربوط است و اگر چه برای شما ناراحت کننده و حتی آزار دهنده است اما بهتر است در این زمینه تجسس نکنید و حل این مشکلات را به خودشان بسپارید چون کوچکترین مداخله شما می تواند اوضاع را بدتر کند و هم این که این موضوع واقعا مربوط به خود پدر و مادر شما هست و مسئله شما نیست و فکر کردن به آن هم دردی را دوا نمی کند جز این که انرژی روانی شما را بیش تر هدر بدهد و از مسیر زندگی خودتان باز بمانید.
    نکته ای که وجود دارد این است که شما دیگر کودک اسیب پذیری نیستید که تحت تاثیر والدین و یا پدرتان قرار داشته باشید و اگر چه اگو بردارید ممکن است تا حد زیادی رخ داده باشد و اثرات خشم در شما باقی مانده باشد و در این که دوران کودکی هر فردی در آینده اش بسیار تاثیر گذار است هم شکی نیست اما نه بهاین معنا که تعیین کننده باشد و ما محکوم به ماندن در حالت قربانی و ناراحتی و درد و آسیب دوران کودکی باقی بمانیم.
    بنابراین مهم است با توجه به این نکته چند مورد را در نظر داشته باشید و آن هم این که چون به برادر کوچکتر خودتان اشاره کردید بهتر است بدانید که شما فقط مسئول خودتان هستید و قرار نیست ناجی برادر تان و یا هر فرد دیگری باشید، چرا که هر کسی فرصت کوتاه و انرژی محدودی در این دنیا دارد که قرار است آن را صرف خودش بکند، بنابراین برادر شما هم خودش مسئولیت زندگی و تحقق خواسته ها ونیازهای خودش را بر عهده دارد و دیر یا زود باید با این واقعیت روبرو شود و قرار نیست به شما یا فرد دیگر ی برای تامین نیازها و یا آسیب ندیدن و مراقبت از خودش وابسته باشد بلکه اگر می خواهید به او کمکی کرده باشید بنظر می رسد بهترین کار این باشد که با انجام رفتارهای مسئولانه ومتعهدانه در برابر خودتان برای ایشان الگو باشید و ایشان هم به موقع مانند شما که آگاه و بالغ و عاقل شدند مسیر خودشان را خواهند یافت و هر کسی حتما به اندازه خودش پتانسیل و توانمندی خواهد داشت فقط باید فعالانه در جهت تحقق خواسته ها و اهدافش در زندگی تلاش کند.
    بنابراین با توجه به این موارد به شما توصیه می شود حتما برای دریافت جلسات مشاوره و مداخلات تخصصی لازم به یک روانشناس و یا مشاور مراجعه داشته باشید و از طریق دریافت جلسات مشاوره به صورت حضوری و یا غیر حضوری در این راستا خودتان را توانمند تر سازید و با یادگیری و به دست آوردن مهارت مدیریت خشم و افزایش خود آگاهی خودتان به سمت خود ایده ال و زندگی دلخواهتان گام بردارید تا با توانمند سازی خودتان و دریافت کگمک حرفه ای و راهنمایی های دقیق تر و با نظارت یک فرد متخصص بتوانید در این مسیر اقدامات موثرتری انجام دهید و به این ترتیب هم خودتان راهتان را خواهید یافت و احساس خشنودی و رضایت و کیفیت را در زندگی تان به دست خواهید آورد هم می توانید الگوی خوبی برای برادرتان در آینده باشید و رابطه خوب و سالم و با کیفیتی را با ایشان بسازید.