سلام با همسرم اختلاف داشتم دوتا بچه ی کوچیک دارم بخاطری نمیخواستم دیگه زندگی کنم و میخواستم جدا شم نتونست تحمل کنه و متاسفانه خودکشی کرده و جان باخته ، خیلی خیلی عذاب وجدان دارم جوری که شب و روزم تیره و تار شده به بچه هام نیگاه میکنم عذاب وجدان دارم وقتی بهونه ی باباشون میکنن داغونم احساس میکنم من جان ی انسان گرفتم احساس میکنم من قاتل م و من مسعول اینم که بچه هام یتیم شن دخترم هشت سالش و پسرم دو سالشه ( البته اینم بگم شوهرم بارها و بارها اقدام به خودکشی میکرد و من مانع ش میشدم هر مسعله ی کوچیکی پیش میومد فوری اقدام به خودکشی میکرد و مواقعی که عصبانی میشد دست به کارای خطرناک میزد مثلا درها رو قفل میکرد میخواست من و بچه ها رو با چاقو بکشه یا گاز باز میکرد خونه اتیش بگیره منم بخاطر جون خودم و بچه هام اومده بودم قهر اما الان عذاب وجدان ک ولم نمیکنه لطفا کمکم کنین ایا من واقعا مسبب مرگ ایشونم چون قعر اومدم اگر نه پس چجوری عذاب وجدان ولم کنه؟