سلام راستش میخواستم بگم که من نمیدونم چجوری باید عزت نفسمو تقویت کنم من اصلا ایندم برام مهم نیست جدی نمیگیرم براش نمیتونم تلاش کنم هرکی هرجور دوس داره باهام رفتار میکنه اما نمیتونم بهشون بفهمونم که نباید اینجوری باهام رفتار کنن یا حرف بزنن وقتی هم چیزی میگم بهشون میگن‌تو خودخواهی بدجنسی بی احساسی مغروری دلمو شکستی اخه یعنی چی بلاخره من نغرورمو خودخواه یا ضعیفو بی عزت نفس من دوس دارم قوی باشم من وقتی ۱۵ سالم بود طی یه اتفاق ناخواسته البته بازم یجورایی تهش تقصیر خودمه به کسی که دوسش داشتم ابراز علاقه کردم اون پسر از فامیلمون بود و خیلی از هم دور بودیم اون حتی اسمم هم یاد ش نبود اون باهام دعوا کرد تحقیرم کرد و من خودمو کوچیک کردم پیشش التماسش میکردم که بلاکم نکنه از بلاکی دربیاره اون میگفت باید بهم بگی داداش و من حتی یه ماه فقط به خاطر اینکه باهام خوب باشه گفتم داداش اما اون همونجوری بود باهام دردو دل میکرد اما بیشتر وقتا سردو عصبی بود ازم خوشش نمیومد بعد یه مدتی ارتباطمون خیلی کم شد ولی برگشتو ازم استفاده کرد تا به دختریکه میخواد برسه و رسید اون دختر هم میدونست که من اون پسرو دوست دارم اما… الان متوجه شدم که اصلا اون دوست داشتن واقعی نبوده و اینکه همشون اشتباه بوده خداردشکر میکنم که ازم خوشش تیومد اما احسلس نیکنم از همون نوقع هستش که اصلا دوس ندارم کسی ازم ناراحت بشه زود عدرخواهی میکنم حتی اگه بدونم که تقصیر من نبوده قضیه برا همین همیشه من مقصرم من اشتباه میکنم من گریه میکنم من التماس میکنمو خودمو کوچیک میکنم منم که زود تر پیام میدم من حال بقیه رو زودتر میپرسم نگران بقیه هستم بقیه بقیه بقیه پس خودم چی من دوس دارم بهم بر بخوره که یه سال پشت کنکور موندم اما میترسم به عشقم بگم میترسم از تنهایی از اینکه همه حالم بدتر بشه چرا بقیه فکر میکنن همیشه حق با خودشونه اگه باهاشون قهر کنی ککشونم نمیگزه ولی چرا من تحمل قهرو دوری اطرافیانمو ندارم چیگار کننننننم که قوی باشمو التماسشون نکنم اخه این بد نیست که بگی میرم و کسی جلوتو نگیره حتی عشقت اخه چه وضعشه😭😭😭