سوالتو بپرس
X

عشق

سلام من پسری ۱۵ساله ام و تقریبا یک ساله نیمه که عاشق ی دختر خانومی هم سن خودم هستن خودش اینو می‌دونه ولی انگار اصلا منو نمی‌بینه اون همسایمونه و من واقعا عاشقشم درحدی که وقتی از پنجره میاد بیرون قلبم توند توند میزنه ولی من اعتماد بنفس ندارم و نمیتونم برم جلو و حرفمو بزنم به خاطر همین خیلی دارم عذاب میکشم حتی یک بار واسش نامه نوشتم ولی روم نشد بهش بدم تا اینکه مادرم دید خدا حفظش کنه چیزی بروش نیاورد لطفا کمکم کنید تا بدونم چطور دلشو بدست بیارم و لطفا سنمو ملاک قرار ندین ممنون

Mahdeyar:

نمایش نظرها (2)

  • سلام به شما دوست عزیز
    در این مورد اطلاعات بیشتری در اختیا رما قرار بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنیم.
    1. در صورتی که این خانم نیز احساسی مشابه شما داشته باشند برنامه شما چیست؟
    2. شرایط سنی و اجتماعی و اقتصادی ازدواج را دارید؟
    3. معیارهای شما برای علاقه به این خانم چه ویژگی هایی می باشد؟
    4. این خانم از کجا احساسات شما را می دانند؟

  • با سلام خدمت شما دوست گرامی
    دوست عزیز با توجه به این که در دوران نوجوانی به سر می برید این گونه احساسات کاملا طبیعی است.
    خیلی خوب است که از این دست احساسات را تجربه می کنید اما شاید بهتر باشد پیش از آن که به دنبال وارد رابطه شدن با کسی باشید که احساسات خاصی را در شما بر می انگیزاند، نخست از خودتان بپرسید می خواهید با این رابطه چه کنید از این رابطه دقیقا چه می خواهید؟
    به عبارت دیگر واقعا ممکن است در خیلی از مواقع افراد احساسات خاصی نسبت به جنس مخالف در موقعیت ها و زمان های مختلفی درون خودشان تجره کنند اما قرار نیست با ایجاد هر گونه حسی به سمت تشکیل رابطه بروند.
    به این معنا که آن چه در نهایت قرار است تعیین کننده مسیر و رفتار ما باشد اهداف و اصول و ارزش های ما در زندگی است نه صرفا ایجاد احساسات خوشایند یا ناخوشایند.
    ترس های شما هم می تواند ریشه در همین حساب و کتاب هایی باشد که در ذهن خودتان دارید چونه به هرحال ما در نهایت تصمیمی را خواهیم گرفت که برای ما در بلند مدت دارای بیشترین سود و دستاورد و کمترین زیان و هزینه باشد.
    به عنوان مثال فرض کنید که با ایشان وارد رابطه شدید، چه برنامه ای دارید، چگونه می خواهید محدودیت های بسیار این سنین برای رابطه داشتن خودتان را مدیریت کنید؟ آیا خانواده ایشان به راحتی به ایشان چنین اجازه ای و آزادی عمل برای رفت و آمد می دهند؟ خانواده والدین خودتان چطور؟
    در صورت حل شدن این مساله، این رابطه با توجه به این دوران و مسئوولیت ها و تعهدات و وظایفی که دارید قرار است تا چه اندازه زمان و انرژی شما را بگیرد؟ آیا می توانید به شیوه موثری این موضوع را مدیریت کنید؟
    این رابطه با وجود این واقعیت ها شرایط و موقعیت شما قرار است چه دستاوردی در نهایت برای شما داشته باشد؟
    آیا باعث شکل گیری چالش ها و دردسرها و مشکلات و استرس و فشار روانی بیشتر خواهد شد یا باعث آرامش و بهبود کیفیت زندگی شما؟
    در آخر اشاره کردید که سنتان را در نظر نگیریم در حالی که برای انتخاب مسیر مناسب و تصمیم گیری مناسب باید تمام ابعاد مسئله را در نظر داشت در غیر این صورت احتمال آسیب و ناکامی بسیار افزایش خواهد یافت.
    در این دوران ممکن است افراد هنوز ندانند واقعا از خودشان و زندگی و روابطشان چه می خواهند و ورود به رابطه ممکن است بیشتر از سود برای آن ها آسیب رسان باشد.
    چرا که در این دوران بزرگترین مسئولیت و وظیفه تلاش برای افزایش مهارت ها و توانمندی های مختلف در حوزه های مختلف است تا افراد بتوانند با استفاده از این دست آوردها آمادگی لازم و کافی را برای ورود به بزرگسالی به دست آورند.
    بنابراین با توجه به تایم و فرصت محدود و فعالیت های زیاد بسیار مهم است که اولویت بندی داشته باشید و بر اساس همان تصمیم گیری کرده و برنامه ریزی و اقدام داشته باشید که در غیر این صورت ممکن است بر سر مواردی که مهم و ضروری نیستند انرژی و زمان زیادی به هدر رود و بر عکس برای فعالیت های مهم و ضروری این دوران مانند تحصیلات، زمان و انرژی کافی نماند.
    در حالی که زمانی که این دوران سپری شد و افراد به توانمندی ها و مهارت های بیشتر، ثبات هویتی و همچنین احساس استقلال بیشتری رسیدند و تکلیفشان با خودشان و نوع رابطه شان بیشتر مشخص شد، فرصت برای تشکیل رابطه های با ثبات و پایداری که بر اساس شناخت و تناسب هستند، خواهد بود و در چنین شرایطی بستر تشکیل یک رابطه سالم هم بیشتر فراهم خواهد شد.
    با توجه به این مطالب بهتر است ببینید در ذهنتان چه ترس هایی دارید که مانع اقدام شما در این مسیر می شوند و شاید لازم باشد به آن ها توجه کنید به جای این که آن ها را نادیده بگیرید چون گاهی این ها حاصل سنجش موقعیت و تجزیه و تحلیل معقول ذهن خودتان باشد نه نشانه اعتماد به نفس پایین.
    این نکته را هم در نظر داشته باشید وقتی ما یک نفر فقط از دور دیده ایم، خیلی اطلاعات و شناختی درباره او نمی توانیم داشته باشیم که دوستش داشته باشیم بلکه بیشتر اتکا در این گونه موارد بر پایه خیال پردازی ها و ادراک ما درباره آن فرد است که ممکن است کاملا بر عکس باشد و هیچ شباهتی با واقعیت آن فرد نداشته باشد چرا که ذهن ما جاهای خالی و شناخت ناقص را با خیال پردازی آن هم بر اساس هر چه خوب است و فانتزی هایمان پر می کند که نوعی تحریف واقعیت است.
    پس این که قلبتان تند تند می زند الزاما نشان دهنده میزان زیاد عشق و علاقه شما به ایشان بر اساس آن چه هستند نیست بلکه می تواند به معنای شوق و شور شما برای تشکیل رابطه های معنادار و با کیفیت و با جنس مخالف است.
    به شما توصیه می شود که برای دریافت راهنمایی های دقیق تر و برای اینکه بتوانید در این راستا بهترین و مناسب ترین تصمیم گیری و عملکرد را داشته باشید، از یک روانشناس یا مشاوره به صورت حضوری و یا غیر حضوری جلسات مشاوره دریافت کنید تا بتوانید با اولویت بندی و برنامه ریزی منتناسب، در مسیر خواسته ها و اهدافتان در زندگی اقدامات موثری انجام دهید.