عصبی بودنم
سلام
من ۲۰ سالمه و با خانوادم زنگی میکنم ما یه خانواده ۴ نفره هستیم و یه داداش بزرگ تر از خودم دارم ۲۷ سالشه خیلی اذتم میکنه سر چیزای الکی مسخره اممیکنه یا هرچی دیگ واقعا این اعتماد به نفس و از من گرفته و باعث میشه عصبی بشم و الانم خیلی بدتر شده
من یه مشکلی که دارم تازه گیا خیلی عصبی تر شدم و خیلی بد اخلاق
بابام سه سالی هست باز نشسته شده و خونس با بازنشسته شدن آقایون و تو خونه موندنشون میدونید دیگ چه مسکلاتی پیش میاد ناراحت بودنشون از مسایل خیلی کوچیک و بحث های الکی و دعوای الکی تو خونمون هست و من اصلا نمیتونم باهاش ارتباط بر قرار کنم
از بچگی بابام من و زیاد بغل میکرد بوسم میکرد
ولی من اصلا نمیتونم باهاش راحت باشم و از همون موقع که میومد سمتم همش میگفتم بابا بغلم نکن بوسم نکن
الان که بزرگ تر شدم بدترم شده و دوست ندارم اینجوری باشه خیلیم سعی کردم که بتونم باهاش راحت باشم مثل رفتارای بابامبا من
مامانمم خیلی بهممیگه گه به بابات باید محبت کنی ولی واقعا نمیتونم بعضی وقتا انقدر از بعضی کاراشون حرصم میگیره که باعث میشه تند حرف بزنم بد حرف بزنم
یا مثلا موقعی که دارم کاریو انجام میدم کسی پیشم باشه واقعا عصبیم میکنه
واقعا از اینکه این مشکل و دارم دارم زجر میکشم و این باعث میشه عصبی تر بشم
نمیدونم چیکار کنم
بعضی وقتا فقط دوست دارم برم یه جا هیچکس نباشه














سلام به شما دوست عزیز
با توجه به توضیحات شما شما با افکار و احساسات و هیجاناتی روبرو هستید مانند عصبانی شدن که باعث می شود که یک سری رفتارها مانند پرخاش و یا تند حرف زدن و… داشته باشید .
دقت کنید آنچه شما از نظر افکار و احساسات تجربه می کنید چه در مورد برادرتان و چه پدرتان و … اهمیت زیادی دارد چون باعث می شود که شما هم خودتان احساس فشار زیادی کنید و هم واکنش های منفی داشته باشید .
قرار نیست که شما مانند پدر و یا برادرتان زندگی کنید و یا انتخاب داشته باشید اما نیاز است که در کنار احترام به دیدگاها و احساسات خودتان به دیدگاها و احساسات آنها نیز با احترام برخورد کنید .
اینکه رفتار برادرتان برای مسخره کردن شما اشتباه می باشد یک امر درست هست اما ممکن است ایشان شیوه تعامل موثر را با شما بلد نباشند و اینکه شما بخواهید بخاطر دیدگاهای یک فرد خود را تعریف کنید انتخاب اشتباهی می باشد و نیاز است که شما خودت را بهتر بشناسی که با دیدگاه منفی یک فرد احساس بی ارزشی نکنید .
در این مسیر بهتر است به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا بتوانیم در این زمینه به شما کمک کنیم تا بتوانید افکار و احساسات خود را بهتر بشناسید و بتوانید از مسیر با تعامل بهتر به این احساسات و افکار پاسخ بدهید و نتیجه گیری بهتری داشته باشید .
سعی کنید که قبل از داد زدن و یا تند حرف زدن اگر عصبانی شدید از خودتان بپرسید الان چه احساسی دارید و چه افکاری دارید و سعی کنید آنها را یاداشت کنید و دقت کنید که شما بعد می توانید نیز پاسخ بدهید به پدر و یا هرکسی دیگر پس بهتر است اول به خودتان فرصت شناخت بدهید و بعد تصمیم گیری داشته باشید .
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۳۰۴
با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساسات شما در مورد مطالبی که عنوان کردید و عدم خشنودی و رضایت تان از تعامل با پدر و برادرتان کاملا قابل درک است.
اگرچه مسئله و مشکل خودتان را تا حدی مبهم بیان کردید و اشاره ای به این که اکنون خودتان مشغول چه کارها و فعالیت هایی هستید نداشتید.
اما اگر بخواهیم به طور کلی مواردی را مطرح کنیم می تواند برای شما تا حد زیادی راهنما و راه گشا باشد.
اول این که شما نمی توانید رفتار هیچ فردی را به جز خودتان تغییر دهید و فقط اراده و اختیار رفتارها و عملکرد خودتان را دارید.
از سوی دیگر افراد به دلیل تفاوت های بین فردی که با یکدیگر دارند حتما با یکدیگر دچار اختلاف خواهند شد و این موضوع هم یک واقعیت اجتناب ناپذیر دیگر است و کنار آمدن با این تفاوت ها و چگونگی پیگیری خواسته ها و نیازهای مان به شیوه موثری که رابطه هایمان را هم پاربرجا و با کیفیت نگه دارد و صدمه ای به آن ها وارد نکند هم خودش موضوع دیگری است که در واقع می تواند نیاز به به دست آوردن مهارت ها و توانمندی های مختلفی مانند مدیریت تعارض، مهرات گفتگوی موثر و یا مدیریت خشم و هیجانات منفی باشد.
چرا که این موقعیت ها همواره وجود خواهند داشت که افرادی که با آن ها در محیط های مختلف کاری و تحصیلی روبرو هستیم و آن ها را انتخاب هم نکرده ایم و بنا بر نیاز یا ضرورت مربوطه در آن محیط ها هستیم و باید باشیم، رفتارها و شیوه ها یی داشته باشند که مطابق میل ما نباشد و حتی با ما تضاد داشته باشد.
یک نکته دیگری که می تواند به شما کمک کند این است که سعی کنید به جای تمرکز بر خود مشکل به این که اکنون چه کار می توانید بکنید و با انجام چه رفتارهایی می توانید به سمت خواسته های خودتان حرکت موثر تری داشته باشید تمرکز کنید.
یا در مورد پدرتان که رفتارهای شان برای ما آزاردهنده است سعی کنید شرایط او را در نظر بگیرید و این که شیوه ابراز محبت او به این شکل است ولی قصد آزار شما را ندارد و یا شیوه بهتری را بلد نیست و شما خودتان می توانید در این مسیر به جای موضع منفعلانه به ایشان در سبک ابراز احساسات و علاقه ای که مورد پسند خودتان است کمک کنید و مثلا اگر داشتن تفریحات دونفره به عنوان مثال می تواند گزینه خوبی برای وقت گذرانی براش شما باشد و هر دو نفر شما مثلا به کوه نوردی علاقه مند هستید این می تواند یک روش جدیدی باشد که از سوی شما پیشنهاد شود.
و زمانی که افراد از رفتارهای کنترل گرانه ای مانند انتقاد، پرخاشگری، سرزنش، قضاوت منفی، قهر و بی توجهی و از این قبیل رفتارهای را انجام می دهند باعث کاهش صمیمیت و کیفیت رابطه و تخریب آن در بلند مدت می شوند و در چنین شرایطی حتمال همراهی و همکاری و توجه به نیازها و خواسته های یکدیگر و اهمیت دادن به یکدیگر هم کاهش می یابد.
در مقابل حمایت و ابراز همدلی به جای قضاوت منفی داشتن و دادن احساس ارزشمندی از طریق گوش دادن به یکدیگر و شنیدن دغدغه ها و آشنایی بیشتر با نگرانی ها به درک بیشتر و نزدیک شدن افراد به یکدیگر بسیار کمک کننده خواهد بود.
و در چنین شرایطی شما هم کم تر احساس خشم و ناکامی را تجربه خواهید کرد و با پذیرفتن پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده تان به همان شکلی که هستند با تمام نقاط مثبت و منفی شان می توانید در کل برای خودتان مشخص کنید که به طور کلی و با وجود تمام این ها می خواهید چگونه انسان و چگونه فرزندی برای آن ها باشید و در همان مسیر هم گام بردارید و مطابق اصول خودتان در این زمینه پیش بروید.
در حالی که اگر فقط بخواهید آن ها تغییر کنند و انتظار تغییر دادن آن ها را داشته باشید محکوم به تجربه مکرر احساس ناکامی و خشم خواهید شد شرایطی که اکنون تجربه می کنید می تواند بخش عمده ای از آن به دلیل داشتن همین خواسته های غیر واقع بینانه و دست نیافتنتنی باشد.
درباره انتقادات برادرتان هم می تواند آزار دهنده باشد اما باید ببینید چه موارد درون خود شما وجود دارد که این گونه رفتارها تا این اندازه بر شما اثر منفی دارذد و بر روی آسیب پذیری خودتان در این زمینه کار کنید.
چرا که باز هم از آن جا که ما قدرت تغییر دادن دیگران را نداریم و فقط می توانیم رفتار خودمان را کنترل کنیم، پس ببینیم چگونه از طریق توانمند سازی خودمان می توانیم از آسیب پذیری خودمان بکاهیم.
به عنوان مثال این که مسخره کردن ایشان تا این حد برای شما آزار دهنده است ممکن است به این دلیل باشد که خودتان از درون خواسته ها و تصویری از خودتان دارید که با آن چه در واقعی هستید و متفاوت است و به بیان دیگر خود ایده آلتان با خود واقعی تان فاصله زیادی داشته باشد که نیاز به بررسی و ارزیابی بیشتری دارد که در این صورت بتوانید با مشخص کردن خواسته ها و تعیین اهداف بلند مدت و کوتاه مدت بتوانید گام های موثری در این مسیر بردارید.
و به طور کلی هم به نظر می رسد خلق پایین و تکانش گری شما هم تا حد زیادی به دلیل همین تجربه مکرر احساس ناکامی ناشی از نرسیدن به خواسته هایی باشد که داشته و دارید و باید بررسی شود که مثلا به دلیل غیر واقع بینانه بودن و دست نیافتنی بودن خواسته هایتاناست و یا این که رفتارهای موثری برای رسیدن به آن ها انجام نمی دهید و در این صورت موانع موجود در این مشیر شناسایی و بر طرف شود.
بنابراین با توجه به تمام این مواردی که به آن ها اشاره شد به شما توصیه می شود برای دیگیر این قبیل مشکلاتی که مطرح کردید به یک روانشناس و یا مشاور مراجعه کنید و از طریق دریافت جلسات فردی به صورت حضوری یا غیر حضوری از راهنمایی های دقیق تر و راهکارهای تخصصی برای بهبود اوضاع استفاده کنید و در این مسیر کمک حرفه ای و تخصصی دریافت کنید تا بتوانید در مسیر داشتن یک زندگی دلخواه و با کیفیت اقدامات موثر تری انجام دهید و خودتان را در برابر خواسته ها و نیازها و حل مشکلاتی که دارید مسئول بدانید و متعهدانه در این راستا تلاش کنید.