علاقه به دختر دایی
سلام بنده پسری ۱۸ ساله پشت کنکور هستم و متاسفامه نسبت به اهداف درسیم بی انگیزه شده ام و کل اوقات را در خانه در روستا میگذرانم و متاسفانه دچار افسردگی شده ام بنده خیلی به یک همسر خوب نیازمندم و دوست دارم ازدواج کنم و بنده علاقه زیادی به دختردایی خود داشتم ولی متاسفانه من را تنها گذاشت بر خلاف رفتارش که فکر میکردم دوستم دارد از طرفی با خانواده راحت نیستم و نمیتوانم به آنها بگویم نیاز به همسر دارم به نظر شما آیا علاقه خود به دختردایی را به مادرانمان بگویم چون احساس میکنم شاید مشکل برطرف شد ولی متاسفانه خجالتی هستم و از طرفی خواهشا بگویید چکار کنم که بتوانم انگیزه قبلی خود برای اهدافم را بدست بیاورم متاسفانه وقت کمی واسه کنکور مونده و بنده برنامه ندارم خواهشا کمک کنید خدا اجرتان بدهد إن شاء الله














با سلام خدمت شما دوست عزیز
احساسات و نیازهای شما قابل درک می باشد اما دقت کنید که شما و دختر داییتان به احتمال زیاد در یک رده سنی هستید که نوجوانی محسوب می شود و در این سن گرایش به جنس مخالف ، درک نیازهای جنسی بیشتر دیده می شود و این موضوع باعث می شود که با توجه به اینکه خیالپردزای و تصمیمات هیجانی نیز افزایش یافته است فرد تصمیماتی می گیرد که شرایط سنی و رشدی خود را مد نظر ندارد .
در زمان فعلی نیاز است شما رد کنار احترام به احساسات خودتان اجازه بدهید در آینده در سن بالاتر و شرایط رشد اجتماعی، اقتصادی ، عقلی ، عاطفی ،هیجانی بالاتر در مورد موضوع ازدواج تصمیم گیری کنید .
روابط در سن شما چون عموما بر پایه هیجان می باشد دوام زیادی ندارد و هم شما و هم دختر داییتان بهتر است در آینده در مورد یان مسائل تصمیم گیری کنید .
تمرکز زیاد بر این مسائل باعث کاهش عملکرد شما در دیگر اهدافتان می شود .
متاسفانه خیلی تلاش کردم و میکنم ولی فراموش کردن او سخته با اینکه من همه جوانب رو در نظر گرفتم و تفاوت هایمان را به وضوع در بعضی کارها میبینم ولی بازهم اورا دوست دارم و متاسفانه به دلیل فکر زیاد به او نتوانسته ام برای کنکور آماده شوم او دوبار هم گفت که عاشق یک پسر دیگر است ولی نتوانستم باور کنم چون احساس کردم دروغ میگوید بنده متاسفانه خیلی سردرگمم و به نظر شما به مادرش بگویم؟و اگر هم نه چگونه فراموشش کنم؟