سلام بنده پسری ۱۸ ساله پشت کنکور هستم و متاسفامه نسبت به اهداف درسیم بی انگیزه شده ام و کل اوقات را در خانه در روستا میگذرانم و متاسفانه دچار افسردگی شده ام بنده خیلی به یک همسر خوب نیازمندم و دوست دارم ازدواج کنم و بنده علاقه زیادی به دختردایی خود داشتم ولی متاسفانه من را تنها گذاشت بر خلاف رفتارش که فکر میکردم دوستم دارد از طرفی با خانواده راحت نیستم و نمیتوانم به آنها بگویم نیاز به همسر دارم به نظر شما آیا علاقه خود به دختردایی را به مادرانمان بگویم چون احساس میکنم شاید مشکل برطرف شد ولی متاسفانه خجالتی هستم و از طرفی خواهشا بگویید چکار کنم که بتوانم انگیزه قبلی خود برای اهدافم را بدست بیاورم متاسفانه وقت کمی واسه کنکور مونده و بنده برنامه ندارم خواهشا کمک کنید خدا اجرتان بدهد إن شاء الله