سوالتو بپرس
X

فرزند طلاق

سلام من دختری ۱۷ ساله هستم.مادر و پدرم حدودا دو ماهه که از هم جدا شدن و من و خواهر برادرم پیش مادرم زندگی میکنیم و من سال دیگه کنکور دارم و الان اصلا نمیتونم روی درسم تمرکز کنم و خیلی اوقات با مادر یا پدرم دعوا دارم به خصوص با مادرم.من درک میکنم که فشار زیادی روی مادرمه که خرج سه تا بچرو بده و مارو بزرگ کنه ولی منم واقعا خسته و عصبیم چون حس میکنم هر چی که میشه سر من خالی می‌کنه اگه با خواهر و برادرم دعوا کنه چند ساعت بعد میبخشدشون ولی اگه با من دعوا کنه هر کاریم کنم تا چند روز بحث و اعصاب خورد کنیه. من خیلی حس تنهایی میکنم حس میکنم هیچکسو و همدمی ندارم که بتونم باهاش حرف بزنم و این چیزارو بهش بگم. دوست زیاد دارم و دوست صمیمیم دارم ولی کلا عادت ندارم زندگی شخصیمو به همه بگم و دوست صمیمیم جوریه که قضاوتم می‌کنه برای همین خیلی راجبش باهاش حرف نمی‌زنم . کلا خیلی وقتا با مادر یا پدرم دعوا دارم و به بار که با پدرم بحثم شد به مادرم گفتم و فرداش که داشتم با مادرم حرف میزدم گفت یه کاری کن که کمتر باباتون داغونتون کنه و منم گفتم مامان داغون نمیکنه و از اینجا بحث مامانم با من شروع شد‌. از یه طرف هم خیلی فکرم اشفتس و نگران کنکور و ایندمم همینجوریش خیلی زمان از دست دادم و می‌خوام که سراسری تهران قبول شم رشته مدیریت ولی با این اوضاع نمی‌دونم چجوری باید تمرکز کنم و از این ناراحتیم کم کنم ممنون میشم راهنماییم کنید.

Targol:

نمایش نظرها (1)

  • با سلام خدمت شما دوست عزیز
    احساس ناراحتی و تنهایی و نگرانی شما در این زمینه کاملا قابل درک است.
    از یک سو دغدغه و اضطراب کنکور را دارید و از سوی دیگر یک مرحله و دورانی را تجربه می کنید که می تواند به نوعی بحران محسوب شود و فشار روانی و استرس زیادی بر دوش شما و مادرتان و خواهر و برادر شما و همان طور که خودتان هم اشاره کردید بیش تر از همه مادرتان است.
    چرا که ظاهرا طبق گفته های خودتان ایشان علاوه بر این درد و ناراحتی ناشی از جدایی که برای هر فردی تجربه ناراحت کننده ای است، مسئولین سه فرزندشان را هم بر عهخده دارند و به نظر می رسد شما فرزند بزرگ خانواده باشید و شاید به همین دلیل است که از شما انتظار بیشتری دارند و تمام این موارد می تواند به پر تنش بود رابطه میان شما دامن بزند و آن را تشدید کند.
    اما همان طور که می دانید در زندگی هر فردی گاهی اتفاقاتی رخ می دهد که از یک سو خودش آن را انتخاب نکرده است و در به وجود آمدن آن هیچ سهم و نقشی نداشته است و از سوی دیگر برایش بسیار ناراحت کننده و ناخوشایند است.
    در چنین شرایطی چون یک تغییر بزرگ در زندگی شما رخ داده است و همه افراد را به نوعی درگیر کرده است، شرایط بسیار دشوار و پیچیده می شود و مهارت هایی مانند مدیریت خشم و مدیریت هیجانات منفی و حل مساله و حل تعارض و اختلاف می تواند بسیار کمک کننده باشد.
    هر فردی نیازهای اساسی دارد و خواسته هایی که می خواهد به آن ها دست یابد و در این میان ممکن است بین نیازها و یا خواسته های افراد بنا بر نقش و موقعیت و تفاوتی که با یکدیگر دارند تعارض پیش بیاید که باید بتوان آن را به شیوه موثری یعنی از طریق گفتگو کردن و مذاکره حل و یا مدیریت کرد.
    در غیر این صورت هیچ رفتار دیگری مانند غر زدن، تهدید کردن، تحقیر و سرزنش، قضاوت منفی و یا برچسب زدن به یکدیگر، قهر کردن و بی توجهی و یا پرخاشگری هیچ کدام نه تنها راه گشا نخواهند بود و مشکلی را حل نخواهند کرد بلکه با از بین بردن صمیمیت و کاهش کیفیت رابطه باعث پیچیده تر شدن شرایط و تخریب رابطه ها خواند شد.
    و از آن جا که همه افراد نیاز دارند که از سوی افراد مهم زندگی شان درک شوند و احساس ارزشمندی و توجه دریافت کنند و این یکی از نیازهای اساسی هر فردی محسوب می شود، حال افراد در چنین شرایطی بدتر خواهد شد و احساسات منفی و ناخوشایند بیشتری را تجربه خواهند کرد.
    اما از آنجا که رفتار هیچ فردی به جز خودمان تحت اراده و اختیار ما قرار ندارد و ما فقط خودمان را می توانیم تغییر دهیم و رفتار خودمان را تحت کنترل مستقیم خودمان قرار دارد، و همچنین با در نظر داشتن این نکته که هر کسی در یک رابطه سهم و نقش خودش را دارد و رابطه هم مانند یک جاده دو سویه است، بنابراین شما هم بهتر است در چنین شرایطی ببینید چگونه می توانید از سمت خودتان سهم و نقش موثر خودتان را انجام دهید؟
    به عنوان مثال اگر خواسته واقعی شما این است که رابطه بهتر و با کیفیت تری را با والدینتان به خصوص مادرتان داشته باشید، سهم شما در ایجاد چنین رابطه ای چیست و با انجام دادن چه رفتارهایی می توانید در مسیر این خواسته خودتان اقدامات موثری انجام دهید؟
    به عنوان مثال گوش دادن و شنیدن دغدغه ها و نگرانی های افراد در برخی مواقع می تواند احساس ارزشمندی را به آن ها منتقل کند و از این طریق رابطخه بهتری ساخته می شود.
    همچنین گفتگو کردن با این نیت که موضوع را از زاویه دید طرف مقابل ببینیم تا بتوانیم بهتر او را درک کنیم و از طریق صحبت کردن درباره افکار و احساساتمان به داراک مشترکی برسیم، بهتر می توانیم درباره اختلافاتمان گفتگو کرده و به نتیجه مطلوب و توافق دو سویه برسیم و در چنین شرایطی با احتمال بیشتری دیگران را با خودمان همراه خواهیم کرد و افراد به مشارکت و توجه به خواسته ها و نیازهای یکدیگر از این طریق بیشتر ترغیب خواهند شد.
    بنابراین با توجه به این موارد بهتر است تمرکز خود را به جای خود مشکلات بر گزینه های موجود برای حل یا مدیریت آن ها قرار دهید و در این مسیر می توانید از جلسات مشاوره فردی به صورت حضوری و یا غیر حضوری استفاده کنید تا راهنمایی های دقیق تری را دریافت کنید و از کمک حرفه ای و تخصصی در مسیر توانمند سازی خودتان و مدیریت این دوران دشوار استفاده کنید تا بتوانید آن را به بهترین شکل پشت سر بگذارید و بدانید چگونه انرزی و تمرکزتان را بر اهدافی که دارید مانند کنکور و درس خواندنتان قرار دهید تا با مدیریت موثر هیجانات و افکار منفی تان این گونه موارد نتوانند مانع شما برای حرکت موثر به سمت خواسته ها و اهدافتان بشوند.