سلام و وقت بخیر.دختری 29 ساله هستم که در تمام عرصه های زندگیم شکست خوردم.شغل مناسب پیدا نکردم و در خانواده هم منفورترین عضو خانواد هستم.فرزند سوم خانواده هستم و یک خواهر کوچکتر دارم.هر مشکلی که در خانه پیش بیاید مرا مقصر قلمداد میکنن.هر موضوعی که باشد.از کودکی همیشه مورد بی توجهی مادرم قرار میگرفتم و هرگز محبتی از سمت او دریافت نکردم.برای جلب توجه و محب مادرم همیشه تلاش میکردم طبق خواسته ها و تمایلات او زندگی کنم که این موضوع بیشتر به من آسیب زد.دختر مذهبی هستم و همیشه با وجود تمام مشکلات به خدا ایمان داشتم ولی مدتی ست که فکر خودکشی رهایم نمیکند و مدام به خودم میگویم حالا که تا این حد تنها هستم و خدا رهایم کرده پس گناه خودکشی را به جان بخرم و خودم را خلاص کنم.احساس میکنم بزرگترین ظلم زندگی خلقت و تولد من بوده.تمایل به خودکشی هر روز در من قویتر میشود.میترسم نتوانم این زندگی لعنتی را تحمل کنم.کمکم کنید