سلام وقت بخیر. آقایی هستم 30 ساله که حدود 7 سال است که با خانمی که 4 سال از بنده بزرگتر می باشند در ارتباط بوده و هدف این آشنایی ازدواج می باشد. مشکل اینجاست که خانواده خانم با این قضیه موافقت نمیکنند و حتی فرصت خواستگاری نیز به این علت فراهم نشده است. از این خانم یک مدت پیش دقیقا زمانیکه مسیله افکار و جدی شدن ازدواج بینمون خیلی شدت گرفته بود و تقریبا هر دو برای رسمی شدن ارتباطمون آماده شده بودیم شخص دیگری خاستگاری کردند و پس از کش و قوس زیاد و رضایت خانواده اش جواب مثبت داده و آب پاکی روی دست من ریخته شد. اما پس از مدت خیلی کوتاهی بهم خورد و دوباره من با ایشان در ارتباط هستم. اما این اتفاق مرا خیلی مردد کرد چونکه بنده فوق العاده تعصبی و احساسی هستم و از ایشان در طی آن مدت خواستم تا آن اتفاق را بهم بزنند و من قدم پیش بگذارم اما ایشان مخالفت کرده و میگفتند که هیچ راهی نداره و خانواده من با شرایط شما همچنان مخالف هستند.
بنده ایشون رو بخاطر اینکه خیلی باشخصیت و مهربان و بساز و اهل زندگی هستند انتخاب کردم اما اون اتفاق منو خیلی آزار داد و نمیدونم الان که بهم خورده همچنان دارم کار درستی میکنم که بازم باهاشون در مورد ازدواج فکر میکنم یا خیر؟؟؟؟ آیا می توان اینکارشان(یعنی به خواستگارشون جواب مثبت دادن و یه جورایی جدایی از من) رو خیانت به خودم دونست یا اینکه من اشتباه فکر میکنم؟
از طرفی هم اگر درسته چکار باید کرد تا بتوانم با ایشان ازدواج کنم و خانواده شان راضی شوند؟؟