لام من 40 سالمه سه ساله ازدواج کردم همسرم در جوانی کارمند بازنشسته شده 44 سالشه و در این مدت بیکار هست ومن شاغلم مشکل من با ایشون حساسیت های زیادش هست به من میگه اولویت تو کار و گوشی هست و بعد زندگی در حالی که اینطور نیست قهر های مداوم میکنه جای خوابش رو عوض میکنه من هم همیشه میرم سمتش و پیشقدم میشم خسته شدم از این کارم دلم نمیخواد قهر طولانی سردی بیاره از طرفی از خودم بدم اومده از بس نازکشی کردم عادت کرده چه کنم وابسته هستم و دوریش دیوانه م میکنه دچار تشویش و اضطراب شدم و احساس تنهایی در زندگی آزارم میده احساس میکنم او هم تنهاست دلم براش میسوزه ولی نمیدونم کار درست چیه میترسم از عاقبت زندگی مون لطفا\” کمکم کنید