سلام
من دختری ۲۲ سالم که یه دوستی دارم که از بچگی با اون بزرگ شدم همیشه با هم بودیم روابط خیلیییی نزدیکی داشتیم به طوری که همه اینو میدونستن دیگه همیشه باهم بودیم و برای هم هر کاری میکردیم و خیلی چیزایه دیگه که اگه بخام بگم طول میکشه چیزی که میخام بگم از اینجا شروع میشه دوستم یه دوستی تو دانشگاه داره (پسر) که یه جورایی فامیلین بعد باهم روابطه خوبی هم دارن چند باری ک من رفتم دانشگاه دوستم ایشونو دیدم و از من خوششون اومده بود و به دوستم گفتن که مارو باهم اشنا کن و خلاصه دوسته من خیلی سعی کردمنو به اون برسونه و این اتفاق هم افتاد و رابطه ی ما جدی شد و (قرار عقد هم گزاشته شد تا این حد جدی) یه مدتی قهر بودیم ولی بعد که دوباره باهم خوب شدیم متوجه یه چیزی شدم اونم این بود که دوستم نمیخاد من با ایشون (همون پسره) باشم هر وقت میدید من دارم باهاش تکست میدم قهر میکرد و ناراحت میشد و خلاصه یه سری واکنشایی رو نسبت به اون پسره و به ضدش داش حالا نمدونم اونو دوس داش یا حسودیش میشد نمدونم ولی برام همیشه سوال بود که چرا اینکارارو میکنه بعد یه مدتیم کلا من اون با اون پسره تموم کردم و جالبیش این بود که دوستم خوشحال شد و هی بعد اون میگف با یکی رل بزن دیگه (با اینکه میدونست من اهل این جور دوستی ها نیسم)انگار میخاست مطمین بشه پیش اون بر نمیگردم هر وقت حرفی از اون میشد بحثو عوض میکرد و خیلی کارایه دیگه که برای من ی علامت سوال بود یک سری متوجه شد که اون پسره مجددا به من پیام داده و خیلی ناراحت شد ب نظراتون چرا اینجوریه؟