لطفا کمکم کنید
سلام من دختری ۱۹ ساله ام که احساس میکنم خانواده ام هنوز توعهد عتیق باقی موندن و مانع پیشرفت من میشن همیشه ام توخونه مابین پدرومادرم دعواوکشمکشه همیشه به مرز طلاق میرسن اما جدانشدن ومادرم سرکوفت این جدانشدن رو به خواهرم ومن میزنه که میگه بخاطره ماهاداره میسوزه و میسازه ولی بااین حال ازتمامی گذشته ام که بگذریم پارسال اتفاق مهمی درزندگی من رخ داد دردانشگاه قبول شدو بالاخره پدرومادرم اجازه دادن تلفن همراه داشته باشم من خیلی اهل شبکه های اجتماعی هم نیستم اما اونموقع بدلیل جوی که گرفته بود منو ندام توتلگرام بودم و براتمام اقوام پیامی چیزی میفرستادم ازبچه گیم هم احساس میکردم پسرعموموکه هم سن خودمو تقریبا دوست دارم واین حس بچگی تبدیل شد به یه رابطه بالاخره ومن عاشق اون شدم پدرومادرم اصلا راضی نیستن کلامخالف ازدواج فامیلی حتی باپسرعموم صحبت نکردن اون اقدام کرد برای خواستگاری ولی پدرم رضایت ندادو روابط تیره شده این کار پدرم حتی بقیه فامیل پدری که موافق بودن و مخالف این رابطه کرد پسرعموم میگفت که اونم ازبچگی عاشقه من بوده و منتظر بوده من بگم دوسش دارم تاابراز علاقه کنه اولاش خوب بودیم اماحالا بعدازیکسال احساس میکنم مثل قبل نیست همش دعوادمیکنیم جفتمونم اززندگی پدراومادرامون میترسیم چون پدرومادراون ازهم جداشدن و خانواده منم که همیشه دعواعه من میترسم اون شبیه پدرش ینی عموم بشه واونم میترسه من شبیه مادرم بشم براهمین همیشه باهم دعواداریم سره اینکه دودقیقه دیرتر جوابشو بدم بامن دعوامیکنه گیر میده درضمن خیلیم مغروره وخیلی وقته ابراز احساسات نکرده من دختره حساسیم وهرازچندوقت براااینکه احساس امنیت تورابطه داشته باشم باید بهم ابراز احساسات بشه اوایل اینوقبول داشت اماحالا میگه نع من همینیم که هستم مغرور ویک دنده و لجباز خودت باید بفهمی دوست دارم نیازی نیست من بگم کلا خیلی تاکید داره من اخلاقموعوض کنم نمیدونم حالا واقعامن اخلاقم مشکل داره نمیبینم یااون داره گیره الکی میده حالا هم بخاطره همینکه اون ابراز احساس نمیکنه وومنم بهش شک دارم که پای کس دیگه ایی درمیون باشه و اون میگه هنوز اخلاقم درست نشده ازهم جداشدیم یه سه روزه ولی من طاقت ندارم نمیتونم تحمل کنم چجوری باید اعتمادبه نفس داشته باشم ومنتطر بمونم که آیابرمیگرده یانه همیشه ام میگه من بداخلاقمو بی جنبه وشروع کننده دعوا منم ینی حرفای تند میزنم و مدام درحال تیکه انداختنم ولی هیچ کدوم دست من نیست من ازته دل عاشقشم و دوسش دارم واینکه من فن بیان خوبی برای صحبت کردن ندارم ونمیتونم شروع کننده یه مکالمه باشم همیشه شنونده ام اینم یکی دیگه ازمشکلاتمونه چیکارکنم همشون درست شن من میخوام برای اینکهدبرگرده تغییر کنم اما نمیدونم چجوری کمکم کنید لطفا













