سلام.همسرمن علاوه برشکاکی و دست بزن و بداخلاقی که داره.برای هر روزمون یه دردسر درست میکنه یه روز میادمیخوام ماشینو فوض کنم یه روز سر ناموس یکی دیگه بابقیه کتک کاری میکنه دیه میده یه میگه بابام باید ضامن شه وام بردارم یه روز معلوم میشه بایه دختر یازن تلفنی درارتباطه یه روز میگه میخوام وام بگیرم دماغموعمل کنماونم باکلی قرضی که داره و…..دیگه عصبیم کرده هر روز سر یه چیزی باید باهاش دعواکنم یه پسر دوساله دارم دلم براش میسوزه.بعضی وقتامیگم دیگه کاری به کارش ندارم که لااقل بچه اذیت نشه ولی واقعا بعضی کاراش آبرو بره حرف هیچکسم توگوشش نمیره.کمکم کنید بگید به خاطر حال بچه م و روح وروانش ولش کنم به حال خودش یابه خاطر آینده بچه م جلوش وایسم.حال خودمو چیکار کنم دیگه زندگی برام سخت شده به خاطر بچه م موندم.هرروز صبح که پامیشم منتظرم ببینم درد امروزش چیه.کمکم کنید فقط میخوام روبچه م تاثیر نذاره