مادرشوهرم به درس خوندن من گیرمیده میگه دخترو چه به این کارا ولی اولین شرط من براازدواج ورزش و تربیت بدنی بود اوناهم قبول کردن پدرشوهرم چیزی نمیگه بیشتر طرف منه ولی این محبت کردن اون به من مادرشوهرمو عصبی میکنه انگاری حسادت میکنه وقتی پدرشوهرم مثال برام ی لقمه ای میگیره مادرشوهرم فورا قهرمیکنه وحرصشوسرمن خالی میکنه هی میگه اح….به همسرم میگه حلقتو بنداز دور طلا برا مرد حرامه یکی خودم برات میخرم عقیق باشه منم میگم طلا نیس ضرر نداره وحرامم نیس میگه ننداز منم ناراحت میشم که یعنی چی اخه حلقتو ننداز معنیش خیلی چیزاس.خواهرشوهرم درس نخونده مادرشوهرشم ازاوناس نمیدونم حرص اونو سرمن خالی میکنه میگه درس نخون و اذیتم میکنه یا من مشکل دارم.الان به همسرم زنگ زدم که بیاشام خونه ما گفت که مامان میگه میریم خونه ابجی شام دعوتمون کرده منم خیلی ناراحت شدم چون صددرصد کلاس اموزشی گذاشتن براهمسرم که منو بدبخ کنه که زیاد بهم رونده وخیلی چیزا .من وقتی عروسی دوستم دعوت میشم ومیرم عروسیش بعدا مادرشوهرم ناراحت میشه که چرارفتی اونجا و فلان جا نرفتی درک نمیکنن منم دیگه عصابم نمیکشه تصمیم گرفتم دیگه کمتر برم خونشون اینجوری ادامه بدن هم نمیدونم اخرش چی میشه
- On آبان ۲۸, ۱۳۹۷, ۷:۰۷ ب.ظ
maryam77
دسته بندی: مشاوره خانواده
مادرشوهر
مطالب مرتبط
نمایش نظرها (1)
سلام به نظر من راهکاری که در نظر گرفتید اثلا درس نیست و به نظر من رفتار ایشون با شما به دلیل بی سیاستی شماست شما هر چقدر هم که از ایشون بدت بیاد باید روبوی ایشون باهاشون خوب باشین و با آرامش و کلمات محبت آمیز ایشون رو با خودتون همراه کنید مثلا اگر تو ی صورتتون نگاه کردن و خیلی راحت گفتن نمی خوان شما درس بخونین بهشون بگین:مادرجان منم الان دختر خودتون محسوب میشم و نوه ی شما هم به مادر تحصیلکرده نیاز داره و اگر ایشون به حلقه ی همسرتون حساسه بگین حق با شما ولی دوستای من حلقه ایشون رو می شناسن بهتره واسه نشون دادن تعهد و تربیت عالی شما دستشون باشه و جملات محبت آمیز این مدل آدم ها تمایل دارن صاحب همه چیز باشن و شا باید قلق رفتار ایشون دستتون بیاد هرچند من تجربه ای ندارم ولی متاسفانه من هیچ وقت از تصمیمام عقب نشینی نکردم و هر بار باشیوه متفاوت اونچه که خواستم رو با حرف و شخصیت فرد مقابلم بدست اورم با یه لبخند ادا یا کادو و هرچیز دیگه ای