سوالتو بپرس
X

مادرشوهر

با سلام یکساله که عروسی کردم از روز دوم بعدعروسیم مادرشوهرم داره تو خونمون زندگی میکنه بخاطر شوهرم قبول کردم ولی الان پشیمونم خیلی اذیتم میکنه من تک دخترم قبل ازدواج توخونه از گل نازکتر بهم نمیگفتن منظورم این نیست که لوس باشم چون همیشه رفتارم خوب بوده تحسین میشدم ولی الان تو شرایطی هستم که نمیدونم چه رفتاری کنم با مادرشوهر پیری که من هرچی میگم اون برعکسشو میگه حتی وقتی یه جمله خبری میگم اون بلافاصله میگه نه بابا اینطور نیست، این از کل کل کردنش توحرف، ازطرف دیگه نمیتونیم هیچ جا شب بمونیم همسرم بخاطر مادرش مجبوره شب برگرده منم چون نمیخوام دور از شوهرم باشم مجبورم برگردم، نمیدونم چون پیره اینطوریه یا مشکل دیگه ای داره که هرکاریو بهش میگی انجام بده انجام نمیده هرکاریو بهش بگی انجام مده انجام میده، شبها هم در اتاقشو به بهونه اینکه بوقت حالش بد بشه بشنویم نمیبنده ما رو میپاد، سعی کردم تاحالا بهش بی احترامی نکنم ولی دیگه کلافه شدم نمیدونم چه رفتاری باهاش داشته باشم؟

Marzii777:

نمایش نظرها (1)

  • با سلام خدمت شما
    ایشان پیر هستند و سطح تحصیلات و فرهنگشان را نیز باید در نظر بگیرید.ابتدا بهتر است مشکل را با همسرتان مطرح کنید و درخواست کنید جای دیگری برای ایشان تدارک ببینند تا حرمت ها حفظ شود و مشکلی پیش نیاید. زیرا مسئله زندگی شما با ایشان اشتباه است. در بهترین حالت هم مشکلات پیچیده ای در چنین شرایطی پیش می آید . همسرتان می بایستی نسبت به این وضع بینش داشته باشد. روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند کمکتان کنند 88422495