مادرم مانع ازدواجم
با سلام خدمت شما .
من دختری 23 ساله و فرزند اخر خانواده هستم دوبرادر و یک خواهر دیگر دارم که خواهر و برادر بزرگترم ازدواج کرده اند. مادرم 60 سال دارد و پدرم نیز 16 سال از مادرم بزرگتر است و هیچ سازشی باهم ندارند . پدرم بخاطر شغلش گاهی شب ها خانه نیست و برادر مجردم هم تمام زندگی اش در کار و دوستانش خلاصه میشود مادرم خیلی به من وابسته است موقع بیرون رفتن خرید کردن مهمانی رفتن حتما من هم باید کنارش باشم اگر من همراهش نباشم بیرون نمیرود حتی اگر بیمار شود اگر من تا مطب دکتر همراهی اش نکنم دکتر نمیرود اکنون مشکل من کمی حادتر شده و ان این است که اجازه امادن هیچ خواستگاری را نمیدهد من واقعا افسرده شده ام احساس پوچی میکنم تمام خواستگارهایم را رد میکند چندین بار مستقیم و غیر مستقیم ناراحتیم را از این کارش مطرح کرده ام ولی به حرفم گوش نمیدهد و هر وقت از مادرم خواهش کرده ام که با هم پیش مشاور برویم عصبانی میشود همیشه جوری خواستگارهایم را رد میکند که خودم هم متوجه نمیشوم خواهش میکنم کمکم کنید تحمل این زندگی هرروز سخت تر میشود .
ممنون.














دوست عزیز ظاهرا مادرتون به شما معتاد شده و انتظار داره تا آخر عمرش شما ازش پرستاری کنید شما باید از ایشون مراقبت کنید اما باید به فکر آیندتون هم باشید و ازدواج کنید و نزدیک مادرتون زندگی کنید تا بتونید به ایشون هم برسید