مشکل دوست :مادرش سراینکه به مادربزرگش سربزند وبااو مهربان باشم سرش عصبانی میشود وبشقاب میشکند تااین حد.از بچگی اینطور بوده است ودوستم از مادربزرگش دلزده شده واز او بدش میاید و مادرش با پدرش هم دعوا میکند که اوهم بامادرش که همان مادر بزرگ دوستم میشود بیش از توانش عالی رفتار کند او را بخنداند و….و دوستم تحت فشار روانی قرار دارد