من تک فرزندم و امسال کنکور دارم و هر چندوقتی با مامانم درگیر میشم با کوچکترین حرفی که میزنم شروع میکنه به نفرین کردن, همش میگه ایشالا بمیری بری زیر کامیون خبرتو واسم بیارن دردو بلا بگیری و… بابامم میگه تو حرف نزن اون اعصابش خورد میشه و کلا طرفداریشو میکنه, بهش میگم من که همش کمکت میکنم تو همه کارها هواتو دارم واسه کارای خونه و مهمونداری و… حتی چند وقته نتونستم درس بخونم بهم فوش داد و گفت وظیفته منت نکن خودت ادم درس نیستی و هیچ گوهی نمیشی … , موقع کار بهم میگه مگه بچه این خونه نیستی بیا کمک کن موقع های دیگه میگه اصلا درس نمیخونی و کلا تخریبم میکنه بابامم همیشه موافقه باهاش… مامانمم پیر نیس و از زیره کاری هایی ک میکنه خبر دارم و بخاطر خودم و ارامش زندگیمون سالهاست چیزی نگفتم… بخدا منم خسته شدم دیگه نمیدونم چیکار کنم هرچی کنار میام بدتر میشه, چند وقته همه امید و انگیزمو از دست دادم حتی با دیدن این وضعیت به خودکشی فکر میکنم… راهنماییم کنید لطفا من چیکار کنم؟