سلام وقتتون بخیر. من۲۳ سالم هست و شش ساله که با یه پسری دوست هستم. از اول هر دومون با نیت آشنایی برای ازدواج با هم دوست شدیم.از همون روز اول خواستها و طرز فکرامون رو به هم گفتیم و تا به امروز وجه اشتراک زیادی داشتیم. اما از همون روز اول یه مشکلی با هم داشتیم. ایشون گفتن تا هر وقت که بخوای درس بخونی من حامیت هستم اما با کار کردن مخالفم. حتی بهم گفتن که اگر به خاطر پول میخوام برم سر کار به اندازه حقوقم بهم پول میدن. ولی من هم از روز اول بهشون گفتم که در درجه اول هدفم از کار کردن اینه که ببینم نتیجه ای از زحماتم گرفتم و بیشتر به دنبال موقعیت اجتماعی خوب هستم. خلاصه میشه گفت که تا به امروز تنها اختلاف جدی ما این مورد بود و هر دومون به امید اینکه شاید طرف مقابلمون طرز فکرش عوض بشه توی این رابطه موندیم. اما حالا که من فارغ‌التحصیل شدم و یک کار خوب گیرم اومده اختلافمون جدی تر شد. در نهایت ایشون راضی به ۴ روز کار کردن من در هفته شدن. اما واقعیت من هنوز میترسم که حرفش حرف الانش باشه. یعنی بعد ازدواج وقتی به عنوان مثال یک روز کارم زیاد باشه به مشکل بخوریم میخواستم نظر شما رو بدونم. به نظرتون همچین مردی که از اول سفت و سخت مخالف این موضوع بود حالا الان پای حرفش میمونه؟ در ضمن ایشون با رانندگی کردن هم مشکل دارن. من گواهی نامه گرفتم اما میگن رانندگی نکن. میگه اینستا نداشته باش، پروفایلت عکس خودت رو نذار، من با اینا مشکلی ندارم. اما من واقعا زحمت کشیم برای درسم. در یکی از بهترین دانشگاه ها درس خوندم واقعا برام سخته که صرفا خونه دار بمونم. لازمه اینم بگم که ایشون ادم مذهبی هم نیستن. یعنی این حرفاشون به خاطر خدا و پیامبرو اینجور مسائل نیست. واقعا خودمم نمیدونم چرا این طرز فکرارو داره. میگه من دوست دارم سنتی باشم