سلام، روزتون بخیر
من 26 سالم هست و حدود 2 ساله با اقای 27 ساله ای در ارتباطم. شروع رابطه مافقط ب قصد دوستی بود و هیچکدوم تمایلی ب ازدواج نداشتیم.
حدودا یکساله ک باهم زندگی میکنیم و چون دانشجوی شهر دیگه ای هستیم، خانواده ها متوجه نمیشن
خیلی همدیگه رو دوست داریم و واقعا ب هم وابسته ایم ولی همیشه یه چیزی مانع از صحبت جدی درمورد ایندمون میشده
هر دو قصد ادامه تحصیل خارج از کشور داریم و هیچکدوم منبع درامدی نداریم و از خانواده پول میگیریم
من تا حدودی از فرهنگ خانوادگی ایشون می دونستم و اینکه تمام ازدواج هاشون بصورت فامیلی هست و خب همیشه فکر میکردم در صورت اصرار و پافشاری ایشون، شاید بشه خانوادشونو راضی کرد
تا چند وقت پیش ک اوج قضیه رو فهمیدم. اینکه ظاهرا خانوادشون هیچ جوره با ازدواج غریبه موافقت نمیکنن و حتی پسر عمه شون ک خواستگاری یه فامیل دورشون رفته بودن، تمام دایی هاش مخالفت کردن و نامزدی رو ب هم زدن و خب طبیعتا توهین ب دختر و خانوداه دختر
این باعث شد فکر اینکه با هم بریم خارج از کشور و بعد از چندسال منو معرفی کنه به خانوادش برای ازدواج، هم از سرم پاک کنم
من واقعا نمیدونم باید چیکار کنم
هم دوسش دارم و نمیخوام از دستش بدم، هم نمیتونم فکر اینو بکنم ک کسی ب خانوادم توهین کنه
:(