سلام خسته نباشید. من ۱۶ سالمه و تو گذشتم اشتباهات زیادی داشتم
یکیشون انتخاب دوستای بد و یکی دگ دوست شدن با یه پسر تو سن ۱۱ سالگی ک اون ۲۰ سالش بود من سه سال با این پسر ب طور مخفیانه حرف میزدم از طریق گوشی دوستام تا اینکه مادرم فهمید و جدا شدیم و فهمیدم اون یارو خیلی ادم پستی بوده بعضی از اشتباهات دگه ام کوچیک بوده ب نظر خودم مثل نصب کردن روبیکا یا گوشیمو شارژ کردن و نت زدن ک مادرم گفت حق نداری ولی من انجام دادم و این اشتباهات برای مادرم خیلی بزرگه الان نزدیک چهار ماه ک از این اشتباهام درس گرفتم و عاشق شدم و اونم تو درس گرفتن اشتباهام صحیم بوده.منو عشقم تو یه برنامه اشنا شدیم و من خیلی باهاش لج میکردم تا اینکه بعد از سه بار در خواست دادن من قبول کردم ک با هم دوست بشیم ،من الان عاشقشم و اونم عاشقانه منو دوست داره و قصدش جدیه مامانم این قضیه رو یه ماه پیش فهمید و مارو جدا کرد عشقم با برادرم حرف زد و خواست توجیه اش کنه که منو دوس داره واقعا و قصدش جدیه ولی با ناسزا گفتن برادرم بهش مواجه شد ولی باز هم دست نکشید تا اینکه من دوباره با مادرم حرف زدم و از خوبیای عشقم گفتمو مادرم قبول نکرد و به عشقم پیام داد اگه دخترمو دوس داری ازش دور یاش و بهش پیام نده عشقم با مادرمم حرف زد ولی مامان چون نسبت به من بی اعتماده و فک میکنه اینم یه اشتباهه حتی حاضر نیس به حرفام گوش کنه و همش میگه ما داریم حرف میزنیم ولی بین حرفاش همش داد میزنه و من میترسم چیزی بهش بگم و هر چی ک میشه تو دلم میریزم بعد از اینکه مامان فهمید عشقم فرداش بهم پیام داد و منم ولش نکردم چون واقعا دوسش دارم من تو شمال زندگی میکنم و اون تهران ما با هم حرف زدیم قرار گذاشتیم دو سال صبر کنه تا من بزرگتر بشم و بتونم ازادانه با میل مامان حرف بزنیم ،اونم بدون چون و چرا قبول کرد فقط خیلی دلتنگ همیم و دوس داریم این قضیه زودتر تموم بشه و بتونیم با هم حرف بزنیم عشقم قصدش جدیه فقط فرصت میخواد ک کاراشو ردیف کنه تا پا پیش بزاره ،اون میخواد تابستون بیاد شمال تا با مادرم حرف بزنه ب نظرتون این کار درسته؟لطفا جوابمو بدید و کمکم کنید تا اعتماد مادرمو جلب کنم و بهش ثابت کنم ک بزرگ شدم و دگه فرق کردم و کاری کنم اشتباهات گذشتمو فراموش کنه.و چیکار کنم که عشقمونو به مادرم ثابت کنم؟