یه ساله که پدرم فوت کرده…و من و مادرم تنها تو همون خونه هنوز زندگی می کنیم.من ۳۰ سالمه و خواستگارای زیادی داشتم و دارم.اما علاقه ای ندارم که هنوز ازدواج کنم…مادرم حساسیتش نیبت به من خیلی زیاد شده… و مدام سر هر چیزی ایراد می گیره…ازدواج.پوشش.خواب.درس…
من در زمینه هنر فعالیت دارم و موفق بودم تا الان.لیسانسمم گرفتم و قصد ادامه تحصیل دارم….
اما با رفتارای مادرم دیگه حسابی بعم می ریزم…و دیگه کنترل ندارم…و مدام سر هر چیزی دعوامون میشه.طوری که ترجیح دادم بیام طبقه پایین زندگی کنم و مادرم طبقه بالا خونه مون.من خیلی آروم بودم…اما حالا دیگه نیستم.