1
مشاوره خانواده گی
با سلام
بنده یاسین هستم
حدود ۹ سال پیش با همسرم که پزشک هستند ازدواج کردم البته بنده هم استاد دانشگاه هستم
دو فرزند دارم (یک فرزند دختر ی۷ ساله ک فرزند پسر۲ ساله) و بسیار بهشون وابسته هستم
پس از ۹ سال زندگی احساس می کنم زندگی مشترک ما به پایان رسیده و دیگر ادامه این وضعیت برای من و همسرم چیزی جزء تخریب همدیگر در پی ندارد
بنابراین با علم به اینکه نتیجه این جدایی می تواند سبب نابودی فرزندانم شود تصميم گرفتم به این زندگی پایان بدهم
مستدعی است کمک کنید شرایط روحی لازم برای جدایی از فرزندان را بدست بیاورم
.
.
.
**کاش قانون کائنات به گونه ای میشد که حداقل بعضي از بارهای کج به منزل می رسید اونوقت من امیدم را حفظ میکردم و اين پيام را نمینوشتم….**














سلام به شما دوست عزیز
خب حتما تجربه یک سری شرایط سخت برای شما و همسرتان باعث تصمیم گیری برای جدایی شده است اما خب در این مسیر در کنار احترام به فرزندانتان شرایط روحی شما و همسرتان و سازندگی مسیر زندگی مشترکتان اهمیت زیادی دارد.
در اول که بهتر است قبل از جدایی با همسرتان به زوج درمانگر مراجعه کنید در این حالت می توانید با کمک متخصص مشکلات زندگی مشترکتان را بررسی کنید و حتی اگر باز هم تصمیم به جدایی داشتید در طی این جلسات و دریافت مشاوره های حمایتی هم برای خودتان و هم همسرتان و فرزندانتان این مسیر جدایی را تجربه کنید.
دقت کنید که هم شما و هم همسرتان نیاز است بدانید که اختلافات شما و ایشان به فرزندانتان ارتباطی ندارد پس هرچقدر هم که در شرایط سختی باشید قرار نیست در مورد مشکلات با آنها درد و دل کنید و یا از آنها بخواهید صحبت های شماها را بهم انتقال بدهند و یا درگیر این مشکلات شوند.
اگر تصمیم نهایی برای جدایی را گرفتید بهتر است شما و همسرتان در کنار هم در زمان مناسبی با دختر ۷ سالیتان صحبت کنید و شرایط جدایی را در آرامش برای او توضیح بدهید و بیان کنید که این جدا شدن به معنای این نیست که او نمی تواند با هریک از شما ارتباط داشته باشد بلکه او جایگاه خودش را در زندگی شماها خواهد داشت و به احساسات او نیز گوش بدهید. اگر دلیل جدایی را نیز خواست بهتر است به او بیان کنید گاهی این شرایط رخ می دهد که کنار هم نبودن شما و همسرتان باعث می شود مسیر و شرایط بهتری داشته باشید.
در مورد فرزند دوسالیتان او نیز نیاز است اگر شرایط طلاق شما کامل شد به او بیان کنید که از حالا دیگر مثلا بابا با ما زندگی نمی کند اما برای دیدن تو می آید و یا مامان با ما زندگی نمی کند اما برای دیدن شما می اید و می توانید باهم بازی کنید و…
اینکه هردوی آنها بتوانند حمایت هردوی شما را داشته باشند و هردوی شما ظرفیت شنیدن احساسات و حتی پرخاش و نا رضایتی آنها را در آرامش داشته باشید اهمیت زیادی دارد چون در هرصورت آنها ممکن است به این شرایط مقاومت نشان بدهند.
بهتر است حتی در صورتی تصمیم به جدایی بخاطر فزندانتان هم که شده در احترام این مسیر طی شود.