سلام من متولد۷۳ هستم و ۵ ساله با شوهرم ک هم سن من هست ازدواح کردم.من تک دختر هستم وخانوادم خیلی حساس هستن و نازکتر از گل یهم نگفتن ولی متاسفانه شوهری نصیبم شد ک همش دعوا و لحبازی میکنه و به بهدنه ها مختلف حرف خودش غالب میکنه واسه رفتن خونه مامانم منو محدود میکنه و به زور و دعوا کارایی ک خودش نیخاد باید انجام بدم اوایل میومدم همه اتفاقات زندگی و محیط کارم براش تعریف میکردم اما گاهی از همون تعریف هام تو دعوا علیه ام استفاده میکنه دیگ کلا زده شدم اون حس ارامش و امنیت نمیکنم. کسی هم ندارم باهاش درد و دل کنم .گاهی از زندگیم خیلی دلم میگیره بجای اینک بتونم حرفامو به شوهرم بزنم همش ترس اینو دارم مخفی کنم ک باز به روم نیاره.
دیگ خسته شدم از این زندگی بی مهر و محبت
همش منو مقایسه میکنه میکه تو خانوادت بیشتر از من دوست داری.
تو فلان کار کردی واسشون.خب اتفاق پیش میاد ادم کاری کاسه خانوادش انجام باید بده ولی میگه نه هیچکاری نباید بکنی.
هم دعوا بیشتر میشه تهدید میکنه دیگ برو خونه مامانت برنگرد.بنظرتون این زندگی ارزش موندن داره یا هنوز ک بچه ندازم طلاق بگیرم؟
اوایل میگفتم تا با خلق و خوی هم اشنا بشیم زمان میبره درست میشه ولی الان واقعا خسته شدم دیگ توانی برای درست کردن برام نمونده. ودرست بشو هم نیس اصلا
نمایش نظرها (1)
سلام من متولد۷۳ هستم و ۵ ساله با شوهرم ک هم سن من هست ازدواح کردم.من تک دختر هستم وخانوادم خیلی حساس هستن و نازکتر از گل یهم نگفتن ولی متاسفانه شوهری نصیبم شد ک همش دعوا و لحبازی میکنه و به بهدنه ها مختلف حرف خودش غالب میکنه واسه رفتن خونه مامانم منو محدود میکنه و به زور و دعوا کارایی ک خودش نیخاد باید انجام بدم اوایل میومدم همه اتفاقات زندگی و محیط کارم براش تعریف میکردم اما گاهی از همون تعریف هام تو دعوا علیه ام استفاده میکنه دیگ کلا زده شدم اون حس ارامش و امنیت نمیکنم. کسی هم ندارم باهاش درد و دل کنم .گاهی از زندگیم خیلی دلم میگیره بجای اینک بتونم حرفامو به شوهرم بزنم همش ترس اینو دارم مخفی کنم ک باز به روم نیاره.
دیگ خسته شدم از این زندگی بی مهر و محبت
همش منو مقایسه میکنه میکه تو خانوادت بیشتر از من دوست داری.
تو فلان کار کردی واسشون.خب اتفاق پیش میاد ادم کاری کاسه خانوادش انجام باید بده ولی میگه نه هیچکاری نباید بکنی.
هم دعوا بیشتر میشه تهدید میکنه دیگ برو خونه مامانت برنگرد.بنظرتون این زندگی ارزش موندن داره یا هنوز ک بچه ندازم طلاق بگیرم؟
اوایل میگفتم تا با خلق و خوی هم اشنا بشیم زمان میبره درست میشه ولی الان واقعا خسته شدم دیگ توانی برای درست کردن برام نمونده. ودرست بشو هم نیس اصلا