باسلام
۲۸ سال سن دارم و تاحالا تجربه دوستی با پسری به طوری جدی نداشتم وآدم اجتماعی هستم ولی رابطه دونفره تجربه نداشتم مدتی هست باپسری آشناشدم دوسال ازمن بزرگترهست و زمانی که پای من اسیب دید و به فیزیوتراپی رفتم ایشون دکترفیزیوتراپ من بود خیلی جدی بود ومن معمولا درمدتی که زیر دستگاه فیزیوتراپی بودم باهاش حرف میزدم و یا باهاش شوخی می کردم تا نرم ترشود چون گاهی خیلی بداخلاق بود بعدا متوجه شدم درمحل کارش وقتی منومیبینه روحش تغییرمیکنه بعدآیدی اینستاگرامم گرفت وبعدا شمارشوبهم داد که داشته باشه و من جلسه آخربرای تشکر براش گل خریدم و مجدد بعد چند ماه به دستور پزشک دوباره به فیزیوتراپی مراجعه کردم تادرمانمو کامل کنم و خیلی ابرازعلاقه میکرد حتی همکارانش منومیدیدند میخندیدند بابت ارتباط بین ما و کم کم صمیمی تر شد و از الفاظ خانومی عزیزم و…استفاده می کرد و درحین فیزیوتراپی به بهانه های مختلف به موهام دست میزد و اگر دردداشتم نوازشم می کرد اینقدر محبت میکرد انگارکه خیلی براش مهم وازخودش برام زیادمی گفت و یک بار قراربود سوزن طب طوزنی برام بزنه به شوخی گفتم منم یکی برای خودت بزنم که بهانه ای شد برای ادامه صحبت و گفت بیاخانه ام وبرام بزن اینجامحل کارم هست گفتم بیرون بریم برایت میزنم بازپیشنهادخونه مطرح میکردو ظاهرا راضی شد به بیرون رفتن ولی چند بار قرارهای بیرون راکنسل کرد وگفت به خانه ام بیا و قرارنیست کاری انجام بدهیم‌تو ذهنت منحرفه وچون قبول نکردم مدتی سرد شد ولی باز برگشت و باز باشوخی بحث خانه مطرح کرد از طرفی علت ازدواج نکردن تااین سن این بوده که تاحالا دوست پسر وهمراهی نداشتم چون روابط همیشه به مسائل جنسی کشیده میشه اما این آقادوست دارم ومیدونم که به جز من دخترهای زیادی اطراف هستن ولی به علت غرورش و بی توجهیش به جنس مخالف برام دوست داشتنیه واز طرفی درمشاوره دکتراوحدی درخصوص روابط اشاره شده به شناخت جنسی قبل ازدواج
درحقیقت من نمیدونم نیت این آقاچیه ولی خوب بارها برایم ناراحت میشه به محض مریض شدنم ویا نبودنم و درمحل کارش بارها به بهانه های مختلف کنارم قرارگرفته
لطفا کمکم کنید برای تصمیم گیری دراین رابطه