مشاوره فردی
سلام من دختری ۳۰ ساله ام ک قبلا بخاطر دوبار قبولی در رشته روزانه از کنکور محروم شدم خیلی سرخورده شده بودم خیلی حالم بد بود بارها اقدام ب خودکشی کردم ولی میترسیدم پشیمون میشدم اخه تو خونواده ما داشتن شغل خیلی مهمه چون پدرم فوت شده منم مجبور بودم تو مغازه کار کنم با ی پسر اشنا شدم ک رابطه مون بجایی نرسید تا اینکه دوست همون اقا کارمند بیمارستان بود ی روز باهام تماس گرفت ک عکسمو دیده ازم خوشش اومده منم ب امید اینکه این رابطه ب جایی برسه باهاش دوست شدم ک به جاهای بد کشیده شد چن بار رابطه داشتیم ی روز بهم گفت بیمارستان اگهی استخدام دادن خدمات منم که از خدام بود شرکت کردم و قبول شدم اونو همونجا شناختم ی ادم سبکسر بود ک باهمه بود از بیمارستان استعفا دادم نتونستم بمونم گوشیمو خاموش کردم ولی نتونستم فراموشش کنم خیلی حس حماقت دارم ولی نمیتونم فراموشش کنم تازه فهمیدم با یکی نامزد کرده شروع کردم واسه کنکور دوباره میخونم ناامیدم هرروز پیشرفتاشو از دیگران میشنوم پس چرا من پیشرفت ندارم دلم نمیخاد زنده بمونم چیکار کنم دارم دیونه میشم














با سلام خدمت شما دوست عزیز
احساس ناکامی و غمی که تجربه می کنید کاملا قابل درک است.
اگرچه اشاره دقیقی به این موضوع نداشتید که چه مدت با یکدیگر در ارتباط بودید و اکنون چه مدت از جدا شدنتان می گذرد.
اما ظاهرا هدف شما از رابطه از همان ابتدا با یکدیگر یکسان نبوده است و درباره این مضوع با یکدیگر هماهنگ نکرده بودید.
جدا شدن و ترک رابطه برای هر فردی یک تجربه بسیار ناخوشایند و دردناک است و ممکن است تا مدت ها فرد را درگیر احساسات و هیجانات منفی نگه دارد و زمان لازم است تا بتوانید با این تجربه ناخوشایند که نوعی شکست عاطفی و احساسی محسوب می شود کنار بیایید و آن را به عنوان یک واقعیت بپذیرید و به زندگی خودتان بپردازید.
این که از پیشرفت های ایشان احساس بدی دارید تا حدی می تواند برای شما ایجاد انگیزه کند از این جهت که شما هم زندگی خودتان را متوقف نکنید و به مسیرتان در جهت رشد و پیشرفت ادامه دهید اما اگر بخواهید درگیر افکار سرزنش آمیز و قضاوت گرانه بشوید متوقف خواهید شد و بهترین راه این است که صرفا از این افکار آگاه باشید و به آن ها فضایی بدهید که وجود داشته باشند اما به آن ها اجازه ندهید مانع حرکت شما و انجام اقدامات موثر در مسیر زندگی و در جهت اهدافتان بشوند.
این موضوع را هم بدانید که قرار نیست این فرد را فراموش کنید چرا که به هر حال بخشی از تجربه و خاطرات شما هستند و برای همیشه در ذهنتان خواهد ماند اما قرار است تصمیم بگیرید که با این واقعیت ناخوشایند روبرو شوید و بپذیرید که رابطه شما بر طبق پیش بینی تان جلو نرفته است و اتفاقاتی رخ داده که انتخاب شما نبوده و از کنترل شماهم خارج بوده است و شما هم به محض این که متوجه شدید از خودتان مراقبت کرده و در مسیر ارزش ها و اصول خودتان حرکت کردید و از این رابطه بیرون آمدید و احساسات و هیجاناتی هم که اکنون تجربه می کنید کاملا طبیعی و بخشی از فرایند شگست عاطفی است که برخی آن را با تجربه فقدان و سوگ ناشی از از دست دادن یک فرد در زندکی یکی دانسته اند.
بنابراین بهتر است کمی با خودتان مهربان تر باشید و به جای قضاوت و سرزنش کردن خودتان همدلانه تر و همراه با شفقت با خودتان روبرو شوید و با پرداختن به مسیر و اهداف خودتان در زندگی سعی کنید این دوران سخت و دشوار را پشت سر بگذارید.
در این زمینه با توجه به خلق پایینی که اکنون تجربه می کنید و سابقه افکار و اقدام به خودکشی که داشتید به شما توصیه می شود حتما از یک فرد متخصص یعنی یک روانشناس و یا یک مشاور کمک حرفه ای در این زمینه دریافت کنید تا بتوانید با استفاده از راهنمایی های دقیق تر در مسیر خواسته ها و نیازهایتان اقدامات موثر تری انجام دهید و در صورت لازم پس از انجام بررسی ها و ارزیابی های دقیق تر مداخلات لازم را هم دریافت کنید تا به سمت زندگی دلخواهتان گام بردارید و اجازه ندهید این افکار و هیجانات منفی مانع مسیر شما بشوند و بدانید که چگونه با بهترین شیوه با آن ها روبرو شده و به بترین شکل آنها را مدیریت کنید.