مشاوره قبل ازدواج
با سلام و وقت بخیر
دختری هستم 35 ساله، حدودا 4 سال پیش هم کلاسیم که یک سال ازم کوچیکتره ازم خواستگاری کردن. ایشون موضوع ازدواج را در خانواده اشان مطرح کردن. چون ایشون تک پسر بودن و خانواده(پدر، مادر سه خواهر متاهل) انتظار داشتن خودشون برای ایشون دختر انتخاب کنند با این ازدواج مخالفن. حتی ندیدن منو. بعد یکسال ایشون موفق شدن پدر مادر خود را راضی کنند بیان خواستگاری. اما همچنان خواهرای ایشون مخالفن و خلاصه مراسم ها تاتعیین مهریه بدون حضور خواهرای ایشون پیش رفت. در جلسه تعیین مهریه سر موضوع مهریه بحث بالا گرفت در حالیکه منو ایشون قبلا سر مهریه توافق کرده بودیم ایشون در جلسه مهریه به خاطر احترام به نظر بزرگترها مطرح نکردن گفتن بزاریم خود بزرگ تر ها تصمیم بگیرن. منم گفتم باشه و دعوا شد. خانواده من رسوم خودشون رو گفتن اونام گفتن ما فقط 100 تا سکه اگه نمی خوایین نخواین. و بحث شدید شد. در این مجلس تنها پدر مادر پسره و داماد بزرگتر ایشون حضور داشتن. خواهرا بخاطر مخالفت نیامدن. پدر مادر پسره و پسره هیچی نگفتن و دامادشون گفت من جای پسر بزرگ پدر دامادم و شروع کرد به بی احترامی کردن و خطاب به پدر من گفت حاج آقا دخترتون این همه عیب داره سکه بالا نزنید. در این میان نه داماد و نه پدر مادر داماد کوچکترین واکنشی نشان ندادن که مثلا بی احترامی نکن و این در شرایطی که داماد کلی عیب داره. یکی از عیب هایی که برای من برشمردن، این بود که شاغل نیست!!!درحالیکه پسره بیکار تشریف دارن. الان من واقعا نمی دونم چی کار کنم. دچار دگانگی شدم. تا قبل اون روز چسره از ایستادگی های خودش جلو خانودش برای راضی کردنشون می گفت و حتی دامادشون هم با حرص اینو در جلسه گفت که این پسر گفته من یا اینو می خوام یا هیچ کس اما اون روز سکوت کرد. بعدش که پرسیدم گفت خودم هم نمی دونم چرا. انگار از اون برخورد داماد شوکه شده بود رنگش مثل گچ سفید شده بود و سرشو پایین انداخته بود. خانوادش می گن این دختره از کجا معلوم برات کیسه ندوخته باشن. اما اونا منو نمی شناسن . واقعا نمی دونم چه کنم.من کلی وقت و زمان برای این موضوع گذاشتم الان واقعا شکه هستم. نمی دونم چی رو باور کنم. لطفا جواب رو به ایمیلم بفرستید














دوست عزیز باید بدونید چنین روابطی همیشه به ازدواج ختم نمیشه .
پس اگر قرار نیست دوباره وقت خودتون رو به هدر بدید .
باید پسر تکلیف شمارو برای این ازدواج روشن کنه .
وساطت بزرگان و افراد قابل اعتماد میتونه در تسهیل این خواسته شما موثر باشه .
البته اگر پسر شمارو مثل قبل بخواد و تمایل به ازدواج داشته باشه .
پسر همچنان بر خواسته خودش که رسیدن به هم می باشد پافشاری می کند و ذره ای از علاقه ایشون کم نشده اما دیگه فقط مونده با خانواده اش بجنگه
به خانواده اش گفته منو این خانم سر سال ازدواج تفاهم کردیم مشکلی نداریم اما خاوناده اش گفتن نخیر این به ما ربط داره